|
|
|
|
|
كام تلخ مردم در بازار آشفته عسل
|
|
|
|
تماشا
|
|
|
|
|
|
|
دستور العمل هايى براى بيماران ديابتى در سفرهاى طولانى
|
|
|
رامين مصطفوى
سفرهاى طولانى بويژه آن دسته از سفرها كه با تغيير ساعت همراه است، مى تواند براى بيماران ديابتى مشكل آفرين باشد. تنظيم زمان وعده هاى غذايى و مقدار انسولين لازم هنگامى كه ريتم زندگى روزانه بيمار ديابتى به هم مى خورد، بويژه در پرواز هاى طولانى ( به دلايل كوتاه يا بلند شدن طول روز) و به طور كلى فشار عصبى سفر، اين مشكل را تشديد و حتى خطرناك مى كند. توصيه عمومى پزشكان اين است كه كنترل پى درپى قند خون و كتون ادرارى در سفر، راه حل بهتر و عملى ترى است تا محاسبات پيچيده و مشكل. البته بيمار ديابتى بايد قبل از سفر راجع به تمام اين مسائل با پزشك خود مشورت كند. محاسبات و شيوه هاى علمى خاصى براى سفر در جهت هاى جغرافيايى مشرق و مغرب وجود دارد كه بيماران ديابتى مى توانند با استفاده از آنها مقدار انسولين را تنظيم كنند. * قبل از سفر قبل از حركت سعى كنيد بتدريج الگوى ساعات روزانه و شبانه خود را با ساعات رسمى كشور مقصد تنظيم كنيد. همچنين، مسئولان پذيرايى هواپيما را از بيمارى خود آگاه سازيد. دو برابر مقدار معمول دارو همراه داشته باشيد. بهتر است وسيله آزمايش قند خون و باترى اضافى نيز همراه داشته باشيد. داروهاى خوراكى، مواد خوراكى از قبيل بيسكوئيت هاى بدون شكر يا نان خشك، پنير، كره بادام زمينى، آبميوه و قرص هاى گلوكز از جمله مواردى است كه نبايد فراموش كنيد. اگر با هواپيما سفر مى كنيد (يا هر وسيله سفر ديگرى كه بايد چمدان هايتان را تحويل قسمت بار دهيد) حتماً نيمى از اين مواد را در كيف دستى يا كوله پشتى خود به همراه داشته باشيد. * مسائل امنيتى فرودگاه به خاطر مسائل امنيتى در فرودگاه ها، بيمار ديابتى حتماً بايد اين مدارك را همراه داشته باشد: ۱- كارت شناسايى ۲- كارت هشدار دهنده بيمارى ديابت ۳- توصيه نامه پزشك كه شامل اطلاعاتى درباره بيمارى، داروهاى مورد نياز و لزوم همراه داشتن سرنگ در طول سفر است. ۴- نسخه همه داروهايى كه پزشك براى بيمار ديابتى تجويز كرده است.
|
|
|
|
|
ضدآفتاب يادت نره
|
|
|
اشرف پورمند در يونان باستان از روغن زيتون به عنوان ماده محافظ پوست در برابر اشعه آفتاب استفاده مى كردند كه البته چندان فايده اى نداشت. در سال ۱۹۳۸ يك دانشجوى سوئيسى نوعى روغن ضداشعه آفتاب اوليه را در حجم كم ابداع كرد و نام روغن ضدآفتاب خود را پماد گلدسير (يخچال) گذاشت. آزمايش هاى اخير روى نمونه هاى كمى كه از اين پماد قديمى به جا مانده، نشان داده كه SPF اين ضدآفتاب اوليه چيزى حدود ۲ بوده است. در اواخر دهه ۷۰ به استفاده از ضدآفتاب ها در حفاظت از پوست در برابر آفتاب توجه بيشترى شد. ضدآفتاب ها به شكل هاى مختلف كرم، ژل، پماد و امولسيون موجود است. *عملكرد ضدآفتاب ها اشعه ماوراى بنفش، بخش نامرئى و مضر نور خورشيد است كه به پوست آسيب مى رساند. ازجمله عوارض خطرناك اين اشعه سرطان پوست است. ضدآفتاب ها اين پرتوهاى خطرناك را جذب مى كنند يا برگشت مى دهند. *معيار حفاظتى SPF همه محصولات ضدآفتاب SPF دارد. اين شاخص نشان دهنده ميزان حفاظتى است كه كرم ضدآفتاب در برابر پرتوهاى فرابنفش از پوست ما دارد. هرچه اين عدد بيشتر باشد، ميزان محافظت نيز بيشتر است ولى نمى توان گفت كه تا چندساعت مى توان زيرآفتاب ماند. در واقع SPF15 يعنى اين كه محصول حدود ۹۳ درصد از پرتوها را فيلتر مى كند و با SPF30 چيزى درحدود ۹۷ درصدپرتوها فيلتر مى شود. واكنش پوست را نبايد ناديده گرفت زيرا ممكن است ۲۴ ساعت طول بكشد تا پوست آفتاب سوختگى را نشان بدهد.بهترين كرم ضدآفتاب، كرمى است كه براى پوست شما ايمنى به وجود بياورد. حفاظت در اصل بر مبناى جلوگيرى از قرارگرفتن پوست درمقابل اشعه آفتاب استوار است. هرچه پوست روشن تر باشد احتمال صدمه دراثر آفتاب بيشتر است. هدف از استفاده از ضدآفتاب ها كمك به برنزه شدن پوست نيست بلكه جلوگيرى از رسيدن نورآفتاب به پوست است. درحالت ايده آل بهتر است كه فرد در برابر آفتاب قرار نگيرد ولى چنين چيزى امكان پذير نيست و همه ما به نحوى ساعاتى در برابر اشعه آفتاب قرار مى گيريم.بهتر است زمان فعاليت درخارج از مكان سرپوشيده تاحد ممكن به ساعاتى محدود شود كه اشعه آفتاب ضعيف تر است و تاحدامكان از قرارگرفتن در معرض آفتاب بين ساعات ۹ صبح تا ۴ بعدازظهر پرهيز شود. پوشيدن لباس تنگ نيز از قدرت حفاظت در برابر آفتاب مى كاهد زيرا كشيده شدن پارچه منافذ آن را بازمى كند. اما پارچه هاى كتانى به طور معمول حفاظت خوبى ايجاد مى كنند. *چگونه از ضدآفتاب استفاده كنيم؟ صورت، گردن، قسمت بالاى سينه پشت دست ها و در صورت طاسى، مناطق طاس سر از قسمت هايى هستند كه بايد با ضدآفتاب پوشش داده شوند. توجه كنيد كه فرآورده هاى ضدآفتاب در عرق حل مى شود و مانند بقيه كرم ها در اثر تماس با آب و مالش پاك مى شود. ضدآفتاب مقاوم در برابر آب بايد در هر ۳ تا ۴ ساعت تجديد شود. زمان تجديد ديگر ضد آفتاب ها بيش از اين است. بهتر است ۳۰ دقيقه قبل از قرار گرفتن در مقابل آفتاب از ضد آفتاب استفاده كنيد تا فرآورده فرصت نفوذ به لايه شاخى را داشته باشد ولى توجه داشته باشيد كه بينى به حفاظت بيشترى نياز دارد و بايد ضدآفتاب را دفعات بيشترى بر روى بينى نسبت به ديگر نقاط بدن استفاده كرد. هيچ ضدآفتابى ايمنى ۱۰۰درصد ايجاد نمى كند. بنابراين نبايد به مدت طولانى در معرض نور آفتاب بمانيد. آن بخش از تبليغات اين فرآورده كه نشان مى دهد به مدت طولانى و بدون محافظ در مقابل آفتاب قرار بگيريد، به طور كامل گمراه كننده است. در استفاده از ضدآفتاب خست به خرج ندهيد حتى روزهاى ابرى هم آن را فراموش نكنيد. نور خورشيد كودكان را بيش از بزرگسالان تهديد مى كند و آنها به حفاظت و حمايت بيشترى احتياج دارند. بچه هاى زير ۶ ماه نبايد به هيچ عنوان در معرض نور مستقيم خورشيد قرار بگيرند چون پوست بسيار حساسى دارند. در مورد نوزادان، ضدآفتاب توصيه نمى شود مگر اين كه نتوانيم از مواجهه آنها با نور مستقيم خورشيد جلوگيرى كنيم. در اين صورت اگر واكنش به ضدآفتاب نشان ندهند، مقدار كمى روى مناطق باز مانند دست و گوش بماليد. فرآورده هاى ضدآفتاب تا ۳ سال قدرت خود را حفظ مى كنند. شما مى توانيد ضدآفتابى را كه تابستان گذشته خريده ايد، استفاده كنيد. البته اگر به اندازه كافى مصرف كرده باشيد بعيد است چيزى از آن باقى مانده باشد. به هر صورت به تاريخ توليد و انقضا توجه كنيد. براى پوست خشك لوسيون يا كرم ضدآفتاب مناسب تر است. اگر پوست چرب باشد، ضدآفتاب هايى كه ماده زمينه شان الكل يا ژل باشد، مناسب تر است. مراقب باشيد ضدآفتاب هنگام استفاده، به هيچ عنوان با چشم تان تماس پيدا نكند. برخى از شركت هاى سازنده روى محصولات خود از عبارت SUNblock (بلوك كننده نور خورشيد) يا AllDay (تمام روز) استفاده مى كنند، باور نكنيد. چون هيچ ضدآفتابى نمى تواند در عمل همه پرتوهاى فرابنفش را بلوكه كند و از طرف ديگر هيچ ضدآفتابى نمى تواند همه روز در برابر نور خورشيد دوام بياورد. روى برخى از لوسيون هاى برنزه كننده نيز SUN SCREEN (ضدآفتاب) قيد شده كه قابل ترديد است. ضدآفتاب را با ضخامت يكسان در همه قسمت هايى كه در معرض تابش نور آفتاب است، پخش كنيد و حتى لب ها را هم فراموش نكنيد.
|
|
|
|
|
كام تلخ مردم در بازار آشفته عسل
عسل ها را شناسنامه دار كنيد
|
|
|
مريم وادى پور
«... وحى كرد پروردگار به سوى زنبور كه برگير از كوه ها خانه هايى و از درخت و از آنچه برفرازند. سپس بخور از همه ميوه ها و روان شو به راه هاى پروردگار خويش. همواره، برون شود از شكم هاى آنها نوشابه اى به رنگ هاى گوناگون. در آن است درمانى براى مردم. همانا در اين است آيتى براى قومى كه بينديشند...» سوره نحل آيه هاى ۶۸ و ۶۹
معجزه آسا بودن مصرف برخى موادغذايى براى بسيارى از ايرانى ها پذيرفته شده است. «عسل» يكى از اين مواد غذايى است كه خواص درمانى بسيارش مورد پذيرش است. اما هم اكنون به نظر مى رسد تعدادى تشكيلات زيرزمينى بازار اين ماده مغذى و پرخاصيت را كه طرفداران بسيارى هم دارد، به خطر انداخته است. عسل به قيمت هاى متفاوتى عرضه مى شود. گاه قيمت آن بسيار سرسام آور است و گاه ارزان، بدون آنكه مصرف كننده از كيفيت واقعى آن يا چند و چون قيمت گذارى آگاه باشد. در اين ميان اين سؤال مطرح است كه بازار توزيع عسل در دست چه كسانى است و علت تفاوت قيمت از هر كيلو ۴ هزارتومان تا بيش از ۸۰ هزارتومانى آن چيست؟ نكته مهم ديگر اين است كه اغلب مصرف كنندگان آگاهى كافى در مورد نحوه تشخيص عسل خوب را ندارند. *تشخيص عسل واقعى يك راه دارد: آزمايش على محمدى گل گلاب، زنبوردار درباره تشخيص عسل مرغوب مى گويد: «عسل واقعى را تنها مى توان با آزمايش تشخيص داد.» به اين ترتيب نمى توان با توجه به ظاهر عسل مرغوب بودن آن را تشخيص داد. به عبارتى شكرك زدن كه يكى از شيوه هاى متداول براى تشخيص عسل در بين مردم است قابل اعتماد نيست. وى با بيان اين كه همه عسل ها بسته به نوع گل تغذيه شده به وسيله زنبور، بالاخره شكرك مى زنند مى گويد: اين كه گفته مى شود نشانه مرغوب بودن عسل، شكرك است، صحت ندارد. عسل طبيعى، محصولى شگفت آور است. متخصصان نظر داده اند كه از عسل واقعى پس از سوزاندن تنها يك گرم خاكستر باقى مى ماند. اين ماده مغذى ،انرژى زايى بسيار بالايى دارد و براى رفع برخى ناراحتى ها از جمله مشكلات گوارشى بسيار مؤثر است.» *عسل طبيعى چه خصوصياتى دارد؟ مسأله اصلى اين است آيا عسلى كه مردم با قيمت هايى بالا مى خرند طبيعى است؟ محمدى با بيان اين كه در بازار، عسل طبيعى كم نيست، مى گويد: «زنبوردارى كه در طول سال به هيچ وجه به كندوى خود دست نمى زند و به عبارتى عسلى خالص و طبيعى توليد مى كند، سالانه بيش از ۲ تا ۳ كيلو محصول ندارد و در هنگام فروش نيز نمى تواندمحصول خود را به قيمت واقعى بفروشد، زيرا اغلب كسى حرف هاى او را در باره طبيعى بودن عسل نمى پذيرد. اين در حالى است كه عسل توليدشده به اين شيوه دست كم ۵۰هزار تا ۶۰هزارتومان مى ارزد.» وى درباره نحوه تشخيص عسل مرغوب توضيح مى دهد: «عسل گل هاى يونجه، شبدر، درختان اقاقيا و درختچه گون، بسيار مرغوب است اما دراين مورد بايد به رقيق يا غليظ بودن عسل مرغوب نيز توجه كرد. عسل مناطق شمالى كشور رقيق و عسل مناطق كوهستانى چون دامنه هاى سبلان و گلپايگان غليظ است. همچنين بايد توجه كرد كه آيا عسل طبيعى شكر دارد يا نه و رسيده است يانرسيده است. اما درهمه اين موارد تشخيص ها مستلزم نظام و استانداردهاى آزمايشگاهى است.» *عسل هاى توليدى بايد شناسنامه دار شوند «عفت رئيسى سرحدى»، مديرعامل اتحاديه سراسرى زنبورداران ايران نيز با بيان اين كه دغدغه زنبورداران ارائه عسل مرغوب به مردم است، مى گويد: « اگر خيلى ها با ترديد عسل مصرف مى كنند، تقصير توليد كننده ها نيست.» وى يكى از مهم ترين خواسته هاى زنبورداران را شناسنامه دار شدن عسل ها عنوان مى كند و مى گويد: «بايد نسبت هاى درون شيشه هاى عسل همانند هرماده غذايى ديگرى بر روى آنها نوشته شود تا مصرف كننده آن بداند درصد طبيعى يا غيرطبيعى بودن عسلى كه مصرف مى كند، چقدر است.» وى اين اقدام را به عنوان راهكارى مؤثر براى جلوگيرى از تخلف و توليد سالم عسل، ضرورى مى داند و تأكيد مى كند: «به علاوه تعاونى هاى زنبورداران در بيشتر شهرهاى كشور فعاليت مى كنند و مردم نيز براى خريد عسل بايد به اين مراكز مراجعه كنند.» به گفته رئيسى درست است كه عسل هيچ ميكروبى به خود نمى گيرد، اما نبايد حاوى افزودنى هم باشد و اينجا بايد اتحاديه حمايت از مصرف كننده وارد عمل شود.وى در پاسخ به اين سؤال كه عده اى عسل هاى خود را با قيمت هاى بالا به عنوان «عسل وحشى» به مصرف كنندگان مى فروشند، توضيح مى دهد: «زنبور براى توليد يك كيلو عسل، دست كم از شيره ۲ هزار گونه گل استفاده مى كند و اين حاكى از تنوع گياهى قوى است اما اين كه مى گويند عسل وحشى است، صحت ندارد.» * فقط ۴۱۰ گرم جداى از تمام اين مشكلات شايد تعجب برانگيز باشد كه سرانه مصرف عسل در كشورمان برخلاف منبع غنى موجود، بسيار پائين است. با وجود اين كه در قرآن كريم نيز به مصرف عسل تأكيد شده است و هم اكنون ۵۳ هزار خانوار زنبوردار فعال اند، اما سرانه مصرف عسل در كشور سالانه فقط ۴۱۰ گرم است. اين در حالى است كه سرانه مصرف عسل در كشورهاى ديگر ۱/۵ تا ۲ كيلوگرم است. در بسيارى از كشورها به جاى قند و شكر در موادغذايى، از عسل استفاده مى كنند. رئيسى در اين باره مى گويد: «در اين شرايط بايد پرسيد، چرا كارخانه هاى ما به جاى شكر با تمام مضراتى كه از آن آگاه اند، از عسل استفاده نمى كنند؟» *۵ هزار تومان، كمترين قيمت تمام شده عسل طبيعى نبايد از اين موضوع غافل بود كه عده اى با شيادى در بازار آشفته عسل در كشور سوءاستفاده مى كنند و گاه انواع تقلبى آن را با قيمت هايى بسيار بالا به مردم مى فروشند.» مديرعامل اتحاديه سراسرى زنبورداران ايران به مردم توصيه مى كند: «بدانيد قيمت تمام شده عسل مرغوب كمتر از ۵ هزارتومان نيست. پس عسلى كه كيلويى ۲ هزار و ۵۰۰ تومان توسط دوره گردان فروخته مى شود، نمى تواند طبيعى و مرغوب باشد.» وى مى گويد: «بخشى از شركت هايى كه هم اكنون عسل هاى خود را از ۷ هزار تا ۲۷ هزارتومان به مردم مى فروشند، هيچ پروانه كسبى ندارند و مردم بايد آگاه باشند تا در دام اين افراد اسير نشوند.»محمدى نيز با تأكيد بر آموزش مردم و توليدكنندگان عسل درباره برداشت عسل طبيعى و استفاده از عسل مى گويد: «اگر زنبورداران آموزش هاى لازم را ببينند از هر كندو در سال، ۱۰ تا ۳۰ كيلو عسل طبيعى برداشت مى شود.» آنچه اكنون به گفته كارشناسان و زنبورداران ضرورى به نظر مى رسد، آزمايش عسل هاى توليدى در آزمايشگاه ها و شناسنامه دار كردن عسل ها و درج مواد تشكيل دهنده برروى شناسنامه عسل هاست.
|
|
|
|
|
تماشا
عشق تنها نيروى خلاق
تهمينه مهربانى «هر جا قدم مى گذاريد بذر عشق بپاشيد و قبل از همه در خانه خودتان. به فرزندان خود، به همسر خود، به همسايه هاى خود، به هموطنان خود و به مردم دنيا عشق بورزيد... نگذاريد كسى از نزد شما برود، مگر اين كه خوش تر و اميدوارتر از وقتى باشد كه نزد شما مى آيد. حضور زنده و مجسم محبت خدايى باشيد. محبت را در لبخند، در چهره، در چشم ها و در سلام گرم خود به ديگران پيشكش كنيد». (مادر ترزا) يك استاد جامعه شناسى به همراه دانشجويانش به محله هاى فقيرنشين بالتيمور رفت تا در مورد ۲۰۰ نوجوان و زندگى و آينده آنها تحقيقى تاريخى انجام دهد. از دانشجويان خواسته شد ارزيابى خود را درباره تك تك اين نوجوان ها بنويسند. دانشجويان درباره همه آنها يك جمله را تكرار كردند: «او شانسى براى موفقيت ندارد». ۲۵ سال بعد، استاد جامعه شناسى ديگرى به سراغ اين تحقيق رفت. او از دانشجويانش خواست دنباله اين تحقيق را بگيرند و ببينند بر سر آن نوجوان ها چه آمده است. ۲۰ تن از آنها از آن محله اسباب كشى كرده يا مرده بودند. از ميان ۱۸۰ نفر باقى مانده، ۱۷۶ نفر به موفقيت هاى غيرعادى دست پيدا كرده و وكيل، پزشك و تاجرهاى معتبرى شده بودند. اين جامعه شناس حيرت كرد و تصميم گرفت درباره اين موضوع تحقيق بيشترى بكند و خوشبختانه توانست همه آن افراد را پيدا كند و از تك تك آنها بپرسد: «دليل موفقيت شما چيست؟» و پاسخ همه آنها يكسان بود: «دليل موفقيت ما، معلم ماست». آن معلم هنوز زنده بود. استاد جامعه شناسى جست وجو كرد و او را حالا كه پيرزنى فرسوده، ولى هنوز هم بسيار هوشمند و زيرك بود، پيدا كرد تا از او فرمول معجزه گرى را كه از نوجوان هاى محلات فقيرنشين، انسان هاى شايسته و موفقى ساخته بود، بپرسد.چشم هاى معلم پير برقى زد و لب هايش به لبخندى عطوفت آميز از هم گشوده شد. پاسخ اش بسيار ساده بود. او با كمال لطف و تواضع گفت: «من عاشق بچه ها بودم».
|
|
|
|
|
درس زنبورها
|
|
|
خديجه احمدى زنوز، شهرى توريستى و زيباست. منزل ما در جنوب اين شهر واقع بود. جايى كه به باغ ها و رودخانه زنوز منتهى مى شد و محل مناسبى بود براى پرورش زنبور عسل. پدرم به شغل زنبوردارى مشغول بود. سه ساله بودم كه او را از دست دادم و تمام سختى هاى زندگى به دوش مادرم افتاد. پرورش زنبور كار بسيار دشوارى بود و زحمت، تحمل، صبر و دقت زيادى مى طلبيد. كار، وقتى كه كندوها نوزاد مى دادند، مشكل تر هم مى شد. هر بهار، كندوها نوزاد مى دادند و زنبورها تكثير مى شدند. سختى كار موجب مى شد مادرم از ديگران كمك بگيرد.نبود پدر، ديدن خستگى مادر و اجبار به كمك گرفتن از ديگران، غم انگيز بود. براى كمك به مادر و بيشتر از آن براى اين كه از ديگران كمك نگيريم، كار زنبوردارى را ياد گرفتم. اما نوزاد گرفتن از كندو براى بار نخست، تجربه شيرينى بود كه نه تنها موجب شد اين كار را دوست داشته باشم، بلكه اميد به زندگى و شادمانى را در من تقويت كرد. در واقع من يك زنبوردار شده بودم اما از آن پس يك زنبوردار غصه دار نبودم، بلكه شادى ناشى از تجربه ايجاد يك كندوى جديد و يك زندگى تازه، ديدن ادامه حيات زنبورها پس از تغييرات زياد و ساختن كندو با همان دقت و ظرافت معمول و ادامه جريان زندگى با همان سرزندگى همراه با مسئوليت پذيرى مثل روشنى و گرماى خورشيد، اميد به آينده را در دل من سبز كرد. *** تجربه من اين طور شكل گرفت: تا آنجا كه مى دانم و تجربه كرده ام، هر كندو دست كم ۵ هزار زنبور، ۳ تا ۱۰ ملكه كه اندام بلند و پاهاى قرمز رنگ دارند، زنبورهاى ماده، نر، كارگر و سرباز دارد. زنبورها در ساعات اوليه تشكيل، تمام ملكه ها را مى كشند و فقط يكى را كه از همه سالم تر است نگه مى دارند. آن ملكه دستوردهنده خواهدبود. اما اگر آسيب ببيند يا شپشك بزند، تمام كارها مختل مى شود و كندو از بين مى رود. يكى از درس هاى مادرم درباره زنبورها اين بود كه زنبورهاى عسل موم را ازگرده گل درست مى كنند. مادرم مى گفت: آنها موم را در پاهاى شان جمع كرده با اضافه كردن موادى خمير مى كنند و با آن قالب مى سازند. ولى شيره را ازطريق خرطوم از گل ها مى گيرند و درحفره هاى ويژه جمع مى كنند. مى توان گفت زنبور اين شيره را فرآورى مى كند. به همين دليل است كه عسل خراب نمى شود.» يك روز سر و صداى زنبورها زياد شده بود. وقتى كندو مى خواهد نوزاد بيرون بدهد سروصداى زنبورها زيادمى شود. انگار زنبورها مى خواهند عروس بدرقه كنند. كمى بعد جلوى كندو پر از نوزاد مى شود. آن روز براى نخستين بار به خاطر اين كه آنها را يك جا جمع كنم، سوت زدم. زنبورها از سوت زدن بسيار خوششان مى آمد. آنها روى شاخه درختى در آن نزديكى جمع شدند. بعد آرام يك ظرف استوانه اى را به طرف زنبورها بردم و يكدفعه به شاخه درخت زدم. زنبورها كه مثل يك گل پربرگ روى هم جمع شده بودند، توى ظرف ريختند و من به سرعت با تكه اى تور دهانه ظرف را بستم. بعد از ۱۵دقيقه، يك كندوى تميز و سالم و خالى برداشتم و زنبورها را داخل آن منتقل كردم. اين كار هيجان انگيز بود. «آيا زندگى دراين كندو ادامه خواهديافت؟» سؤالى بود كه از خودم پرسيدم. پاسخ اندكى بعد روشن شد: «بله.»زنبورها در كندوى جديد به سرعت به فعاليت ظريف و حساب شده خود پرداختند. حالا كندوى ديگرى به كندوهاى ما اضافه شده بود. كندويى كه من ايجاد كرده بودم. زندگى، به شادى در آن كندو جريان داشت و احساس من اين بود كه زندگى همواره در همه جهان به شادى در جريان است و حس كردم اين جريان از قلب من هم عبور مى كند. لحظه زيبايى بود. لحظه اى كه حس دلپذير آن را زنبورهاى عسل در دل من مى ريختند.مدتهاست كه از آن زمان مى گذرد. حالا من معلم شده ام اما هروقت مى خواهم بخش حشره ها را به بچه ها درس بدهم، هرگز، گفتن درباره زنبور، اين حشره بى مهره مفيد، فوايد عسل، زندگى اجتماعى ظريف و پيچيده زنبورها و مهمتر از آن درس هايى كه مى شود از اين حشرات گرفت را فراموش نمى كنم.
|
|
|
|