شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, May 14, 2005
گزارش
۳۱۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
برخى خيابان ها به مسيرهاى
ويژه پياده راه تبديل مى شوند
پيراهن سنگى براى
چشم اندازهاى زخم خورده
211512.jpg
شيده لالمى
يك پيراهن خاكسترى براى تهران ، براى كوچه هاى زخم خورده از خودروهاى بى نام و نشان. براى گذرهاى رنجيده از درد خاموشى ، فراموشى ، براى ساكنان خوگرفته به سكونى كه هر روز زخم تازه اى بر پيكر شهر مى نشانند و مى روند و باز نمى آيند كه ببيند كه شهر ديگر نمى تواندكوچه هاى زخم برداشته از خودروهاى بى شناسنامه را پشت سيماى نارس شهرى شدن پنهان كند. خودروها مى آيند شهرها را ،كوچه ها و گذرهاى خاطره را مى بلعند و مى روند و باز كسى نمى بيند كه شهر زخم برمى دارد بيشتر و بيشتر. بگو يك پيراهن خاكسترى براى تهران. براى مرهم شدن بر پيكر كوچه هاى زخم خورده از تو، از من.
مى گويد: «شهر زخم برداشته» و مى پرسد: «تا كى بايد در خيابانها آسفالت ريخت و فضاهاى پياده را محدود كرد كه ماشين ها حركت كنند؟» سكوت تو كافى است كه بگويد: «سنگفرش ها مى آيند.»
سنگفرش ها مى آيند؛ همين روزها.
رئيس سازمان زيباسازى شهر تهران مرد ريزنقشى است كه قصد دارد تهران را تجهيز كند براى «پياده». براساس برنامه هاى پيش بينى شده در سازمان زيباسازى برخى محورها و خيابان هاى تهران كه براى تبديل به مسيرهاى ويژه پياده از قابليت هاى بيشترى برخوردارند مانند خيابان سپهسالار با درنظرگرفتن محدوديت هايى براى تردد خودروها شرايط مناسب ترى براى حركت پياده در آنها فراهم شده و به طور موقت يا دائم رفت وآمد سواره در آنها متوقف مى شود.
از ديدگاه «ابوالقاسم وحدتى اصل» ، رئيس سازمان زيباسازى شهر تهران، شهر يك ارگانيزم زنده است و آن را افرادى كه در آن زندگى مى كنند، مى سازند.
«وحدتى » مى گويد: «از زمانى كه ايرانيان پذيرفتند كه از نظر تكنولوژى و پيشرفت هاى شهرسازى از غرب عقب افتادند، سعى كردند الگوهايى را از غرب بگيرند كه اين عقب ماندگى را جبران كند و در نتيجه اين الگوبرداريها و با ورود شتابزده ماشين به شهرهاى سنتى ايران، دستاوردهاى قرنها شهرسازى سنتى قربانى شد و شهرهاى ما كه اغلب شهرهايى انسان محور بودند به سرعت به شهرهاى ماشين محور تبديل شدند.» رئيس سازمان زيباسازى تهران از اينكه شهردارى بايد هر روز بهاى بيشترى براى ارائه خدمات ترافيكى در تهران بپردازد ابراز نارضايتى مى كند و مى گويد: « در جهان امروز مديريت شهرى موفق است كه بتواندلايه هاى اجتماعى زندگى شهرى را پررنگ تر كند و يكى از مهمترين راهكارها در اين حوزه توسعه قلمرو عمومى يعنى فراهم كردن امكان حضور شهروندان در شهر است كه بى ترديد افزايش خودروها جز محدودكردن اين قلمرو نقش ديگرى در اين بخش ندارند.»
مقوله پياده راه سازى در تهران گرچه طى يك سال اخير جايگاه جدى ترى را در برنامه هاى شهرى به خود اختصاص داده است اما از اواسط دهه ۷۰ اقدامات پراكنده اى در تهران براى ايجادمحورهاى پياده به ويژه در هسته تاريخى پايتخت باهدف توسعه فضاهاى گردشگرى و هويتى آغاز شد. مفهوم شهرهاى قابل استفاده براى پياده در جهان اما از زمان انتشار گزارش هاى كميته تخصصى امور شهرى در سال ۱۹۹۹ جايگاه ويژه اى را در برنامه ريزى شهرى به خود اختصاص داد. اين كميته در گزارش هاى خود خواستار طراحى و توسعه خيابان هايى شده بود كه پياده روى در شهرها را به امرى جذاب براى شهروندان تبديل كند و اين همان هدفى است كه امروز مديران شهرى را برانگيخته تا پيراهن ديگرى براى تهران بدوزند. پيراهنى خاكسترى از سنگ.
برنامه هاى جدى شهردارى تهران براى پياده راه سازى در پايتخت نخستين جلوه هاى خود را در يكى از متروك ترين پارك هاى منطقه يك عيان كرد. پارك آرزوكه در حاشيه رودخانه مقصود بيك نزديك امامزاده صالح قرار دارد اكنون به فضايى امن و گيرا تبديل شده است و مسير پياده اين محدوده تا امامزاده اسماعيل ادامه يافته واين امامزاده را به امامزاده صالح تجريش متصل مى كند با اين همه برنامه هاى شهردارى منطقه يك براى پياده راهها به اين پروژه محدود نمى شود و شميران اين روزها بهتر از هركسى مى داند كه سنگفرشها مى آيند، همين روزها.
بگو يك پيراهن سنگى براى تهران، براى چشم اندازهاى زخم خورده شميران ، براى البرز و دامنه هاى پرشيبش كه بستر برج هاى ناساز شدند. چه بلندند اين سازه هاى سيمانى و چه سخت در دل كوهستان فرو رفته اند.
«بهمن اديب زاده» مدير دفتر برنامه ريزى شهردارى منطقه يك مى گويد شميران دروازه كوهستان است و بايد با احترام به كرامت انسان ها براى پياده ها در اين مسير فضاى مطلوب ترى فراهم كرد. به گفته اديب زاده، به زودى با ايجاد يك زيرگذر در تجريش اين ميدان به مسير ويژه پياده تبديل مى شود.
وى مى افزايد: «طرح هاى متعددى براى ساماندهى ميدان تجريش در سال هاى گذشته تهيه شده بود كه نقطه اشتراك همه آنها پياده رو شدن ميدان تجريش است . تداخل سواره و پياده در اين محدوده، امنيت هردو را تهديد مى كند و از سوى ديگر معتقديم باتبديل شدن سرپل تجريش به مسير پياده چشم انداز البرز ، مهمترين سرمايه فرهنگى و هويتى شميران احيا مى شود.»
اديب زاده معتقد است با توجه به جاذبه هاى تاريخى طبيعى شميران و وجود كوهستان در اين منطقه ايجاد محورهاى پياده مى تواند جاذبه هاى بيشترى براى حضور گردشگران دراين منطقه داشته باشد. جدا از طرح هاى پيش بينى شده براى پياده راه سازى در شميران، هسته تاريخى تهران، جايى كه سر در باغ ملى و كاخ گلستان در هواى آن نفس مى كشند نيز در انتظارند. در انتظار سنگفرش هايى كه مى آيند؛ همين روزها.
اين بار «حسين مرعشى »، رئيس سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى است كه مى گويد: «قابليت هاى بافت هاى مركزى و تاريخى تهران براى ايجاد فضاهاى هويت بخش ناديده گرفته شده و اين امر هسته تاريخى شهر را به فضايى مرده و فرسوده تبديل كرده است. ما قصد داريم بافت تاريخى تهران را به الگوى مناطق تاريخى ساماندهى شده در كشور تبديل كنيم.»
«مرعشى»، خوشبين است. مى گويد: همين روزهاست كه مردم از موزه ملى تا بازار تهران روى سنگفرش تاريخ قدم بزنند. البته او نمى گويد كه اگر آلودگى هوا و صدا بگذارد! از ديدگاه خوشبينانه رئيس سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى هرچند مى توان با ايجاد مسيرهاى پياده بافت فرسوده و مرده اين منطقه را از نو احيا كرد اما تجربه ديگر شهرهاى جهان نشان داده پياده راه سازى هميشه بهترين راه حل براى مركز شهر نيست.
«تيم استونور»، مديرعامل consultncy space syntax يكى از شركتهايى كه براى پياده راه سازى در ميدانهاى مشهور جهان مانند ترافالگار لندن برنامه ريزى كرده است، مى گويد: «ما هميشه پشتيبان پياده سازى نيستيم بايد اين كار در جاى مناسب انجام شود.»
وى پياده سازى ميدان پرنسس در لندن را مثال مى زند و مى گويد: «اين مكان به رغم اينكه نقطه اى است كه به طور مستقيم بريتيش ميوزيوم و كاونت گاردن را به هم پيوند مى دهد به دلايل مختلف از جمله شلوغى خيابانها، جرايم اجتماعى و ضعف تابلوهاى تبليغاتى مورد توجه گردشگران قرار نگرفته است. قبل از انجام تغييرات كالبدى بايد ابعاد اجتماعى اين تغييرات را به دقت شناسايى كرد.»
جدا از اين تجربه، گذشت زمان نشان دادكه تجربه پياده راه سازى ميدان حسن آباد تهران نيز به رغم صرف هزينه هاى هنگفت و بررسى هاى دقيق فنى و كارشناسى به دلايل متعدد نتوانست در جذب گردشگر و احياى محله هاى پيرامون خود موفقيتى كسب كند. صاحب نظران شهرى اين امر را ناشى از ناديده گرفتن ابعاد اجتماعى چنين طرح هايى در مرحله برنامه ريزى و اجرا مى دانند. براساس آمارهاى ارائه شده از مركز آمار ايران يك سوم جمعيت منطقه ،۱۲ هسته تاريخى تهران را ترك كرده اند و شايد احياى بافت اين منطقه بيش از هر چيز نيازمند بررسى هاى دقيق اجتماعى و پشتوانه هاى كارشناسى براى بازگرداندن مردم به محله هاى فراموش شده تهران باشد. گذرهاى تهران قديم اما مى دانند كه بدون اين پشتوانه ها هم سنگفرش ها مى آيند، همين روزها.
پيراهن هاى بدقواره بر قامت تهران نمى نشيند. سفيد، سياه، خاكسترى. چه فرقى مى كند. كسى اندازه هاى شهر را نمى داند. پيراهنى مى دوزد بد قواره شايد جايى ديگر.
«حسين ايمانى جاجرمى» جامعه شناس شهرى، مى گويد: «در طرحهاى عمرانى و شهرسازى ما ديدگاههاى اجتماعى لحاظ نمى شود به همين دليل پيش از زمان موعود تاريخ مصرف آنها تمام مى شود . پياده راه سازى از سياستهاى مطرح در جهان است تا جايى كه لندن سال۲۰۱۵ را سال لندن پياده اعلام كرده اما به صرف اينكه سياستى در نقطه اى از جهان نتيجه داده، نمى توان آن را در شهر ديگرى اجرا كرد. موفقيت اين طرح ها به شدت با شرايط اجتماعى و فرهنگى ارتباط دارد.»
وحدتى اصل اما مى گويد: «پياده راه سازى به تدريج در تهران اجرا مى شود كه مردم بتوانند عادات ترافيكى خود را تغيير داده و ببينندكه فضاى جديد چه مزايايى دارد و اينكه مى توان بدون ماشين هم در تهران زندگى كرد. اين فرايند تدريجى اين فرصت را به مديران مى دهد كه اشتباهات خود را اصلاح كنند.»
در عين حال نبايد فراموش كرد ايجاد پياده راهها در شهرهاى بزرگ جهان در حالى به يكى از سياستهاى مهم و محورى تبديل شده كه در اين شهرها چون لندن وسايل حمل و نقل عمومى توسعه يافته اند و مردم بدون نياز به خودروهاى شخصى مى توانند نيازهاى روزانه خود را فراهم كنند و تهران شهرى است كه هنوز در زمينه توسعه وسايل حمل و نقل عمومى راه ناهموارى در پيش دارد. در ميان اين راههاى ناهموار اما سنگفرش ها مى آيند كه راه را هموار كنند براى «شهر پياده شدن». سنگفرش ها مى آيند براى اينكه تصميم سازان شهر مى خواهند مردم سالم تر زندگى كنند؛ چون مديران شهرى ببينند كه مردم روى سنگفرش ها روى اين شيارهاى خاكسترى، راه مى روند و ديگر خودروها نمى آيندكه شهر را بيازارند و مردمانش را هم.
مى گويند شهرسازان مسؤوليت چاق شدن مردم را بر عهده دارند. نمايندگانى كه فروردين امسال در كنگره شهرنشينى آمريكا شركت داشتند طبق نتايج تحقيقات محققان دانشگاه كلمبيا ادعا كردند مردمى كه در حومه شهرها زندگى مى كنند بيش از شهروندان شهرهاى متراكم اضافه وزن دارند. اين مشكل تنها به آمريكا محدود نمى شود. پياده روى مردم طى ۱۰سال گذشته ۲۰درصد كاهش يافته و چاقى طى ۲۰سال اخير ۳برابر شده است. ايجاد شهرهاى قابل استفاده براى عابر پياده بى ترديد مستلزم شهرسازى و برنامه ريزى است. يورك مهمترين شهر پياده در انگليس است كه توانسته با ايجاد مسيرهاى پياده در محورهاى تاريخى، تجارى و طبيعى الگويى قابل استفاده براى ديگر شهرهاى جهان فراهم كند. مؤلفان گزارش «خيابان هاى موفق» نوشته اند خيابان به عنوان مكانى كه بايد«اجتماعى و قابل دوست داشتن» باشد، گسترش مى يابد. آنها مى گويند «انقلابى در شرف وقوع است. شهرهاى پياده مى آيند.» تهران هم مى داند كه سنگفرشها مى آيند؛ همين روزها.
بگو يك پيراهن خاكسترى براى تهران. براى خيابانهاى مملو از جراحت هاى پير و جوان. يك پيراهن براى زخم هاى تو، زخمهاى من. زخمهاى سرباز كرده از سر بى هويتى و ساكنان كوچه هاى آشفته اى كه رنج شهرى شدن نارس را بر دوش مى كشند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |