|
رايس؛ ديپلماسى پيشگيرانه به جاى مداخله پيشگيرانه
|
|
|
از زمانى كه «كاندوليزا رايس» سكان سياست خارجى ايالات متحده را به دست گرفته است، بيش از دو ماه مى گذرد. اما آيا مى توان عملكرد او را در اين مدت كوتاه بررسى كرد؟ واقعيت آن است كه رايس نماينده بلامنازع سياست خارجى آمريكا به شمار مى آيد و اين البته به خاطر سياست و مشى شخصى او نيست. وى كه شهرت و اعتبار خود را وامدار داشتن رابطه مستحكم با جورج بوش است، دو تن از دوستان صميمى شخص رئيس جمهور را نيز دور خود جمع كرده است. دو زن به نامهاى «كارن هيوگز» و «دينا پاول». هيوگز ۴۸ ساله در مقام متحد بوش از موقعيت ويژه اى برخوردار است. وى كه در فاصله سالهاى ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۲ سخنگوى غيررسمى بوش بود در زمره دوستان بسيار صميمى او در عرصه سياست شناخته مى شود. هيوگز هم اكنون مسؤول بخش روابط عمومى وزارت خارجه آمريكا است. گويا كار اصلى او در زمينه كشورهاى اسلامى است. دينا پاول نيز با ۳۱ سال سن، پست معاونت هيوگز را برعهده دارد. او دختر يك افسر مهاجر مصرى است كه در سال ۲۰۰۱ در بخش كارگزينى كاخ سفيد مشغول كار شد. رايس علاوه بر اين دو «دانيل فريد»، مدير جديد بخش اروپا را نيز از ستاد بوش به وزارت امور خارجه آورده است. «فيليپ زليكوف» مشاور ويژه وزير امور خارجه آمريكا اما از بيرون آمده است. او به همراه رايس به روند وحدت دو آلمان در سال ۱۹۸۹ سرعت داد و در اين ارتباط، كتابى نيز منتشر كردند. انتخاب فريد، در واقع، به منزله پايان دورنماى همكاريها و روابط رايس با اروپا است. او پيشتر سفير كشورش در لهستان و متخصص مسائل اتحاد شوروى در شوراى امنيت ملى بود. در اين ميان، تنها «نيكلاس برنز» مدير جديد بخش سياسى وزارت خارجه به جهت آنكه پيشتر، سفير آمريكا در ناتو بوده، نگاه خود را به كشورهاى اروپايى و آسيايى معطوف كرده است. او زمانى كه در «بروكسل» بود، پيوسته بين «بخارست» و «هندوكش» در تردد بود و صد البته، همه اين سفرها صرفاً در راستاى مأموريت سياسى- نظامى او به شمار نمى رفت. برنز كه در تعامل با رسانه ها تبحر خاصى دارد، به اتفاق رئيس خود «رابرت زوليك» معاون رايس،، نمايندگان توانمند نوعى سياست خارجى هستند كه به شدت بر ائتلاف و اتحاد تأكيد دارد. پس از اين دو، بايد از «سى بايدن گرى» نام برد. گفته مى شود وى كه تا سال ۱۹۹۳ مشاور حقوقى و همكار چندين ساله بوش پدر بود، فرستاده جديد كشورش در ناتو خواهد بود. در ميان اين همه، انتخاب زوليك از سر سياستهاى شخصى صورت گرفته است. او تا پيش از انتصاب به سمت معاون رايس، نماينده كشورش در سازمان تجارت جهانى بود و تا مدتى پيش از او به عنوان رئيس آتى بانك جهانى ياد مى شد. در واقع، جابه جايى و انتقال زوليك به وزارت امور خارجه نه يك موفقيت شغلى كه قربانى شدن معنا مى دهد. به ديگر سخن، انتخاب او دقيقاً با توجه به نياز شديدى كه بوش در حال حاضر به ارسال علائم و پيامهاى مثبت براى متحدانش دارد، صورت گرفته است. زوليك فردى ميانه رو است. سلف او، «جان بولتون» نو محافظه كار، در مقام نامزد سفيرى ايالات متحده در سازمان ملل متحد اما ديگر آن آزاديهاى سابق را ندارد و در آينده به شدت كنترل خواهد شد. البته اين همه بدان معنى نيست كه رايس در شرايط بحرانى با قاطعيت كمترى وارد عمل خواهد شد. اما مى شود از آن اين تعبير را كرد كه ديپلماسى پيشگيرانه بار ديگر بر مداخله پيشگيرانه برترى مى يابد. اتخاذ اين سياست نه تنها در مورد ايران و كره شمالى كه در ماجراى ونزوئلا نيز ديده مى شود. در حالى كه نمايندگان نحله فكرى نو محافظه كار، سياست «هوگوچاوز» را تهديد مستقيم و آشكار منافع ايالات متحده دانسته و به شدت نسبت به سياستهاى داخلى تندروانه او و اقداماتى كه براى براندازى حكومتهاى منطقه آمريكاى لاتين و خريد اسلحه از روسيه مى كند، هشدار مى دهند. در مقابل، چاوز هم از اين اظهارات استفاده مى كند وخود را قربانى احتمالى آمريكاييها مى داند، او اوايل مارس گذشته اعلام كرد كه بوش به دنبال سرنگونى حكومتش است. پس از اين اظهارات، واشنگتن اخبارى را مطرح كرد، مبنى بر اين كه سفير ايالات متحده در «كاراكاس»، دولت ونزوئلا را در «عاليترين سطح» در جريان توطئه نيروهاى ناشناس قرار داده است كه قصد داشتند عليه هوگوچاوز كودتا كنند. اين ماجرا مورد تأييد صريح وزارت امور خارجه آمريكا نيز قرار گرفت. پس اين احتمال كه ايالات متحده اطلاعات امنيتى را در اختيار چاوز قرار داده است، بعيد به نظر نمى رسد. در واقع كاخ سفيد با اين كار براى شخص چاوز، اين پيام را فرستاد كه بر اساس دكترين آزادى بوش، حكومت او قانونى است و هيچ نقشه اى براى سرنگونى اش مشابه آنچه در سال ۱۹۶۱ عليه «كاسترو» و در ۱۹۷۳ عليه «آلنده» صورت گرفت، در كار نيست. بر مبناى دكترين بوش، ايالات متحده نتايج انتخاباتى را به رسميت مى شناسد كه در فضايى آزاد و سالم برگزار شده باشد. لذا هوگو چاوز خود مختار است كه بين همكارى و مقابله، يكى را برگزيند. البته رايس روش ديپلماسى را ترجيح مى دهد، حتى اگر اخبار از كار بر روى راهبرد جلوگيرى از نفوذ چاوز حكايت كنند. واقعيت آن است كه اصولى كه رايس در شروع دوران وزارتش در پيش گرفته است تا حدود زيادى در خدمت مقاصد بلند پروازانه هستند. به دستور او، تعداد روزنامه هايى كه در هواپيماى خدمت وزير امور خارجه آمريكا مطالعه مى شد، افزايش يافته است. حتى رسانه هاى منتقد بوش از روى كارآمدن رايس خوشحال هستند. برپايه آمار وزارت خارجه آمريكا، كاندوليزا رايس در همين مدت كوتاه وزارت خود، به جز سفر اخيرش به آسيا، بيش از ۳۳ هزار مايل را در بيش از ۶۷ ساعت براى ديدار از كشورهاى ديگر پيموده است. اين امر نشان مى دهد كه كاخ سفيد دوباره باب گفت و گو با دنيا را از طريق معتمد شخص بوش، يعنى كاندوليزا رايس گشوده است. اگر كالين پاول از بيم نيش و طعن رقبايش در وزارت خارجه كمتر جرأت مى كرد از كشور خارج شود، امروز وزارتخانه تحت امر رايس حتى به ملاقاتهاى روز يكشنبه نيز عادت كرده است. اكنون مقامهاى بلند پايه اروپا و خاورميانه اطمينان دارند كه سخنان رايس نمايانگر تصوير قابل اعتمادى از موقعيت ايالات متحده است. با اين همه، كاندوليزا رايس در آستانه يك آزمايش بسيار سخت قرار دارد. چه اتخاذ سياست ديپلماسى ظريف به وسيله چماق مخفى مسلماً به مذاق تندروهاى آمريكا خوش نخواهد آمد. منبع: روزنامه «دى ولت» (چاپ آلمان) ترجمه: اكبر حسينى كيا
|