شنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, May 14, 2005
ديپلماتيك
۳۱۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
ارزيابى
واژه نامه سياسى
Collective security امنيت جمعى
ساختارى كه اساس آن حفظ صلح جهانى از طريق عمل جمعى و توافق تمامى كشورها است. ايده اصلى اين سيستم، نهادينه كردن ترتيباتى است كه تعادل قوا هدف آن است، به گونه اى كه جامعه بين المللى با تجاوز نظامى از طرف يكى از اعضايش مقابله كند. اين طرح بر اين پايه استوار است كه هيچ كشورى به تنهايى قادر به دوام آوردن در برابر اراده مجموع اعضاى جامعه بين المللى نيست و بدين ترتيب، تجاوز به طور كامل متوقف مى شود (خصوصاً آنكه برخى از اعضاى اين جامعه را قدرت هاى هسته اى تشكيل مى دهند.) شرايط لازم براى امنيت جمعى بسيار اهميت دارند. اول آنكه تمامى كشورها بايد اين اصل اساسى را بپذيرند كه استفاده از زور يا قدرت نظامى را به هر منظورى غير از دفاع از سرزمين خود مردود بدانند. دوم، تمامى كشورها بر سر مفهومى روشن از تجاوز به گونه اى توافق كنند كه در موارد رخداد چنين حادثه اى شناسايى و پرهيز از آن به راحتى ممكن باشد.
سوم، تمامى كشورها بويژه قدرتهاى بزرگ بايد نيروهايى را تجهيز كنند كه در صورت بروز تجاوز حتى در نقاط دوردست و به دور از مرزهاى اين كشورها، اين نيروها را گسيل كنند تا به مقابله با تجاوز بپردازند.
چهارم، تمامى كشورها بايد فعالانه از شكستن قوانين تحريم عليه كشورى كه قانون شكنى كرده است، پرهيز كنند. تلاش براى دستيابى به امنيت جمعى در «جامعه ملل» كه پيشينه سازمان ملل متحد به شمار مى رود، به علت ناتوانى كشورها در پوشاندن شرايط بالا ناكام ماند. شوراى امنيت سازمان ملل متحد مكانيسم اعمال امنيت جمعى به شمار مى رود و انجام مسؤوليت اين شورا در مقابله با تجاوز نظامى عراق به كويت در سال ۱۹۹۱ نمونه اى موفق از اين ساختار است.
اشتراك گرايى  Collectivization
روندى كه مبناى آن جلوگيرى از مالكيت شخصى زمين به نفع دولت يا مالكيت جمعى است. در پى بروز قحطى و كمبود توليدات كشاورزى در سالهاى ۱۹۲۷ و ،۱۹۲۸ «استالين» حزب كمونيست را به سوى اشتراك گرايى كامل جامعه دهقانى در سال ۱۹۲۹ سوق داد. مزارع وسيع اشتراكى (كالخوزى) بر مبناى خلع يد از مالكيت خصوصى و استخدام دهقانان شكل گرفت، اگرچه دهقانان در اتحاد شوروى، طبقه اى مجزا را در گروه مستخدمان دولتى تشكيل مى دادند. در راستاى اشتراك گرايى و پيشرفت سريع آن در آن زمان، دامها و كالاها و ابزارهاى كشاورزى نيز به اين روند پيوستند. بسيارى از كشاورزان ثروتمند تبعيد شدند تا گولاك ها به يك طبقه تبديل شوند. البته پس از طى شدن دوره بحرانى، آرامش به طبقه دهقانان بازگشت، اما دهقانان اخراجى از اشتغال مجدد تا دريافت مجوز رسمى دولتى باز ماندند. با وجودى كه هدف از اين تحول گسترش كشاورزى و افزايش توليد بود، بر اثر از ميان رفتن مهارتهاى فردى دهقانان و دلبستگى هاى آنان به زمين كشاورزى، هرگز در اين مقصود موفقيتى حاصل نشد. به تدريج و با تساهل دولتى، كشاورزان توانستند بخشى از مهارتهاى از دست رفته خود را بازيابند و رشد توليدات كشاورزى تا حدودى حاصل شد. پس از فروپاشى اتحاد شوروى، بر اثر دهها سال مالكيت اشتراكى، كشاورزان از سپردن بخش كشاورزى به مالكيت خصوصى بسيار ابراز نگرانى كرده و اين تحول را موجب بيكار شدن گسترده خود پنداشتند.
استعمار Colonialism
سياست و عملكرد يك قدرت برتر كه تسلط خود را بر اراضى يك كشور يا ملت ضعيف تر ديكته مى كند. واژه «كولونى» (Colonia) يك واژه لاتين است كه به معنى كشور يا سرزمين است، اما بعدها در زبان لاتينى به كشور يا سرزمينى اطلاق شد كه در اراضى «خارجى» بنيان گذاشته شده باشد. چنين شكلى از استعمار در اطراف مديترانه و در قرون وسطى در اروپا مرسوم بود. در همين ارتباط، ايرلند و ولز به مستعمرات انگلستان تبديل شدند و به كشاورزان انگليس آموخته شد كه بايد در برابر تهاجم كشاورزان ولزى و ايرلندى از اراضى خود دفاع كنند. «مايكل هكتر» در كتاب خود با عنوان «استعمار داخلى» كه در سال ۱۹۷۵ نگاشته شد، يادآورى مى كرد كه چند استان بريتانياى امروز حاصل اعمال سياست استعمار داخلى بوده اند.
اما استعمار به معنى نوين آن به موقعيتى اطلاق مى شد كه نيروهاى اشغالگر پس از يك يا چند نسل خود را مالك سرزمينى مى دانستند كه اجداد آنها صاحبان اصلى آن را اخراج كرده بودند. (آفريقاى جنوبى يك نمونه بارز از اين تحول است). استعمار اغلب به تلاش امپرياليست ها در اواخر قرن نوزدهم براى فتح سرزمين هاى بيشتر و وسعت امپراتورى خود اطلاق مى شود. بر اثر سياستهاى استعمارى، امپرياليست ها نژاد، افكار و عقايد و تمام اعمال خود را نسبت به جمعيت استعمارزده برتر مى شمردند. برخى از انديشمندان، «نژادپرستى» را نتيجه «استعمار» دانسته اند.
بازار مشترك Common Market
هنگامى كه پيوند گروهى از اقتصادهاى ملى از مرحله «وحدت گمركى» عبور مى كند و سياستهاى مشترك اقتصادى و حركت پوياى سرمايه و نيروى كار رخ مى دهد، «بازار مشترك» ايجاد مى شود. بارزترين نمونه اين رخداد، اتحاديه اروپا است.
جامعه مشترك المنافع (انگلستان) Commonwealth (Britain)
جامعه مشترك المنافع پس از ملاقاتهاى مكرر نمايندگان دولتهاى انگلستان و فرماندارى هاى استراليا، كانادا، آفريقاى جنوبى و زلاندنو در طول و پس از جنگ جهانى اول ايجاد شد. در «اساسنامه وست مينيستر» به سال ۱۹۳۱ تصريح شد كه فرماندارى هاى مذكور به صورت «شبه دولت هاى مستقل» تحت لواى پادشاهى بريتانيا به يكديگر مى پيوندند. در جنگ جهانى دوم، شبه دولت هاى مذكور به آلمان اعلان جنگ دادند و جمهورى ايرلند بى طرف ماند. در سال ،۱۹۴۷ پاكستان، هندوستان و سيلان به اعضاى جديد اتحاديه تبديل شدند. در سال ،۱۹۴۸ برمه تصميم گرفت پس از استقلال به اين اتحاديه نپيوندد و ايرلند نيز در سال ۱۹۴۹ اتحاديه را ترك كرد.
جامعه مشترك المنافع پس از استقلال كشورهاى فقير آسيايى، آفريقايى، حوزه كارائيب و اقيانوس آرام بزرگ و بزرگتر شد و اعضاى جديدترى يافت. تحت الحمايه هايى از قبيل «فالكلند» عضو رسمى محسوب نمى شوند. «ناميبيا» كه قبلاً تحت حاكميت آفريقاى جنوبى قرار داشت، در سال ۱۹۹۰ تصميم گرفت تا به عنوان يك عضو رسمى وارد اتحاديه شود. تاكنون ۴ دولت اين اتحاديه را ترك گفته اند: ايرلند، آفريقاى جنوبى در سال ۱۹۶۱ و فيجى در سال ،۱۹۸۷ پاكستان در سال ۱۹۷۲ اتحاديه را ترك كرد، اما بعداً بار ديگر به آن پيوست.
در سال ،۱۹۶۵ دبيرخانه اتحاديه تشكيل شد. سران كشورهاى عضو هر دو سال يكبار براى بررسى موضوعات گسترده اى گردهم مى آيند و وزيران نيز اغلب دور هم گرد مى آيند. در دهه ۸۰ موضوع اصلى جامعه مشترك المنافع مبارزه با آپارتايد و چگونگى تحريم آفريقاى جنوبى بود. انگليس معمولاً در تصميمات اين اتحاديه در اقليت قرار مى گيرد. حدود ۷۰ درصد از كمكهاى خارجى انگلستان به كشورهاى عضو اين جامعه اختصاص مى يابد. اين اتحاديه براى اعضاى آن اغلب نقش مشورتى دارد.
رايس؛ ديپلماسى پيشگيرانه به جاى مداخله پيشگيرانه
211515.jpg
از زمانى كه «كاندوليزا رايس» سكان سياست خارجى ايالات متحده را به دست گرفته است، بيش از دو ماه مى گذرد. اما آيا مى توان عملكرد او را در اين مدت كوتاه بررسى كرد؟ واقعيت آن است كه رايس نماينده بلامنازع سياست خارجى آمريكا به شمار مى آيد و اين البته به خاطر سياست و مشى شخصى او نيست. وى كه شهرت و اعتبار خود را وامدار داشتن رابطه مستحكم با جورج بوش است، دو تن از دوستان صميمى شخص رئيس جمهور را نيز دور خود جمع كرده است. دو زن به نامهاى «كارن هيوگز» و «دينا پاول». هيوگز ۴۸ ساله در مقام متحد بوش از موقعيت ويژه اى برخوردار است. وى كه در فاصله سالهاى ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۲ سخنگوى غيررسمى بوش بود در زمره دوستان بسيار صميمى او در عرصه سياست شناخته مى شود. هيوگز هم اكنون مسؤول بخش روابط عمومى وزارت خارجه آمريكا است. گويا كار اصلى او در زمينه كشورهاى اسلامى است. دينا پاول نيز با ۳۱ سال سن، پست معاونت هيوگز را برعهده دارد. او دختر يك افسر مهاجر مصرى است كه در سال ۲۰۰۱ در بخش كارگزينى كاخ سفيد مشغول كار شد. رايس علاوه بر اين دو «دانيل فريد»، مدير جديد بخش اروپا را نيز از ستاد بوش به وزارت امور خارجه آورده است. «فيليپ زليكوف» مشاور ويژه وزير امور خارجه آمريكا اما از بيرون آمده است. او به همراه رايس به روند وحدت دو آلمان در سال ۱۹۸۹ سرعت داد و در اين ارتباط، كتابى نيز منتشر كردند. انتخاب فريد، در واقع، به منزله پايان دورنماى همكاريها و روابط رايس با اروپا است. او پيشتر سفير كشورش در لهستان و متخصص مسائل اتحاد شوروى در شوراى امنيت ملى بود. در اين ميان، تنها «نيكلاس برنز» مدير جديد بخش سياسى وزارت خارجه به جهت آنكه پيشتر، سفير آمريكا در ناتو بوده، نگاه خود را به كشورهاى اروپايى و آسيايى معطوف كرده است. او زمانى كه در «بروكسل» بود، پيوسته بين «بخارست» و «هندوكش» در تردد بود و صد البته، همه اين سفرها صرفاً در راستاى مأموريت سياسى- نظامى او به شمار نمى رفت. برنز كه در تعامل با رسانه ها تبحر خاصى دارد، به اتفاق رئيس خود «رابرت زوليك» معاون رايس،، نمايندگان توانمند نوعى سياست خارجى هستند كه به شدت بر ائتلاف و اتحاد تأكيد دارد. پس از اين دو، بايد از «سى بايدن گرى» نام برد. گفته مى شود وى كه تا سال ۱۹۹۳ مشاور حقوقى و همكار چندين ساله بوش پدر بود، فرستاده جديد كشورش در ناتو خواهد بود.
در ميان اين همه، انتخاب زوليك از سر سياستهاى شخصى صورت گرفته است. او تا پيش از انتصاب به سمت معاون رايس، نماينده كشورش در سازمان تجارت جهانى بود و تا مدتى پيش از او به عنوان رئيس آتى بانك جهانى ياد مى شد. در واقع، جابه جايى و انتقال زوليك به وزارت امور خارجه نه يك موفقيت شغلى كه قربانى شدن معنا مى دهد. به ديگر سخن، انتخاب او دقيقاً با توجه به نياز شديدى كه بوش در حال حاضر به ارسال علائم و پيامهاى مثبت براى متحدانش دارد، صورت گرفته است. زوليك فردى ميانه رو است. سلف او، «جان بولتون» نو محافظه كار، در مقام نامزد سفيرى ايالات متحده در سازمان ملل متحد اما ديگر آن آزاديهاى سابق را ندارد و در آينده به شدت كنترل خواهد شد. البته اين همه بدان معنى نيست كه رايس در شرايط بحرانى با قاطعيت كمترى وارد عمل خواهد شد. اما مى شود از آن اين تعبير را كرد كه ديپلماسى پيشگيرانه بار ديگر بر مداخله پيشگيرانه برترى مى يابد. اتخاذ اين سياست نه تنها در مورد ايران و كره شمالى كه در ماجراى ونزوئلا نيز ديده مى شود. در حالى كه نمايندگان نحله فكرى نو محافظه كار، سياست «هوگوچاوز» را تهديد مستقيم و آشكار منافع ايالات متحده دانسته و به شدت نسبت به سياستهاى داخلى تندروانه او و اقداماتى كه براى براندازى حكومتهاى منطقه آمريكاى لاتين و خريد اسلحه از روسيه مى كند، هشدار مى دهند. در مقابل، چاوز هم از اين اظهارات استفاده مى كند وخود را قربانى احتمالى آمريكاييها مى داند، او اوايل مارس گذشته اعلام كرد كه بوش به دنبال سرنگونى حكومتش است. پس از اين اظهارات، واشنگتن اخبارى را مطرح كرد، مبنى بر اين كه سفير ايالات متحده در «كاراكاس»، دولت ونزوئلا را در «عاليترين سطح» در جريان توطئه نيروهاى ناشناس قرار داده است كه قصد داشتند عليه هوگوچاوز كودتا كنند. اين ماجرا مورد تأييد صريح وزارت امور خارجه آمريكا نيز قرار گرفت. پس اين احتمال كه ايالات متحده اطلاعات امنيتى را در اختيار چاوز قرار داده است، بعيد به نظر نمى رسد. در واقع كاخ سفيد با اين كار براى شخص چاوز، اين پيام را فرستاد كه بر اساس دكترين آزادى بوش، حكومت او قانونى است و هيچ نقشه اى براى سرنگونى اش مشابه آنچه در سال ۱۹۶۱ عليه «كاسترو» و در ۱۹۷۳ عليه «آلنده» صورت گرفت، در كار نيست. بر مبناى دكترين بوش، ايالات متحده نتايج انتخاباتى را به رسميت مى شناسد كه در فضايى آزاد و سالم برگزار شده باشد.
لذا هوگو چاوز خود مختار است كه بين همكارى و مقابله، يكى را برگزيند. البته رايس روش ديپلماسى را ترجيح مى دهد، حتى اگر اخبار از كار بر روى راهبرد جلوگيرى از نفوذ چاوز حكايت كنند.
واقعيت آن است كه اصولى كه رايس در شروع دوران وزارتش در پيش گرفته است تا حدود زيادى در خدمت مقاصد بلند پروازانه هستند. به دستور او، تعداد روزنامه هايى كه در هواپيماى خدمت وزير امور خارجه آمريكا مطالعه مى شد، افزايش يافته است. حتى رسانه هاى منتقد بوش از روى كارآمدن رايس خوشحال هستند. برپايه آمار وزارت خارجه آمريكا، كاندوليزا رايس در همين مدت كوتاه وزارت خود، به جز سفر اخيرش به  آسيا، بيش از ۳۳ هزار مايل را در بيش از ۶۷ ساعت براى ديدار از كشورهاى ديگر پيموده است. اين امر نشان مى دهد كه كاخ سفيد دوباره باب گفت و گو با دنيا را از طريق معتمد شخص بوش، يعنى كاندوليزا رايس گشوده است. اگر كالين پاول از بيم نيش و طعن رقبايش در وزارت خارجه كمتر جرأت مى كرد از كشور خارج شود، امروز وزارتخانه تحت امر رايس حتى به ملاقاتهاى روز يكشنبه نيز عادت كرده است. اكنون مقامهاى بلند پايه اروپا و خاورميانه اطمينان دارند كه سخنان رايس نمايانگر تصوير قابل اعتمادى از موقعيت ايالات متحده است. با اين همه، كاندوليزا رايس در آستانه يك آزمايش بسيار سخت قرار دارد. چه اتخاذ سياست ديپلماسى ظريف به وسيله چماق مخفى مسلماً به مذاق تندروهاى آمريكا خوش نخواهد آمد.
منبع: روزنامه «دى ولت» (چاپ آلمان)
ترجمه: اكبر حسينى كيا
ارزيابى
سياستمداران آمريكايى از «ان.پى.تى»
211500.jpg
يكى از مهم ترين توافقنامه هاى امنيت بين المللى تمام تاريخ، يعنى پيمان منع گسترش تسليحات هسته اى (ان.پى.تى) ۳۵ سال پيش امضا شد. دولت هاى بدون تسليحات هسته اى متعهد شدند در صدد دستيابى به آن نباشند و دولت هاى داراى تسليحات هسته اى نيز تعهد دادند اين تسليحات را از بين ببرند. در همين زمان، «ان.پى.تى» به دولت هاى بدون تسليحات هسته اى اجازه استفاده صلح آميز از فناورى هسته اى را تحت كنترل دقيق و اعتمادساز داد.
طى سال ها، چارچوب امنيتى ان.پى.تى موجب شد تا چند كشور از جاه طلبى هاى تسليحات هسته اى خود دست بردارند و در عين حال وضعيت را براى كشورهاى بدون تسليحات اتمى از نظر دستيابى به مواد و فناورى لازم براى ساخت چنين تسليحات و يا كوشش براى پوشيده نگه داشتن برنامه سلاح ها ى هسته اى مخفى دشوارتر كرده است. روند ان.پى.تى فعاليت از چند ابتكار در زمينه كنترل تسليحات هسته اى را تشويق كرد و موجب شد تا دولت هاى داراى تسليحات هسته اى متعهد شوند تا از سلاح هاى هسته اى عليه اعضاى ان.پى.تى كه داراى تسليحات هسته اى نيستند، خوددارى كنند و با اين كار، انگيزه هاى ساير دولت ها را براى كسب تسليحات هسته اى به منظور حيثيت يا دفاع كاهش دادند.
وضعيت امنيتى امروز نيازمند راهبرد جامع تر و مستحكم تر جهانى منع گسترش سلاح هاى هسته اى است. توفيق آتى ان.پى.تى بستگى به رعايت قوانين مستحكم تر بين المللى به منظور جلوگيرى از گسترش تسليحات هسته اى، استراتژى امنيت منطقه اى مؤثرتر و تجديد پيشرفت به سوى تكميل تعهدات خلع سلاح هسته اى كشورهاى عضو ان.پى.تى دارد.
ما از تمام گروه بندى هاى بين المللى درخواست كرده ايم كه خود را مجدداً با مقررات سياسى و قانونى برقرار شده توسط معاهده و كنفرانس هاى تجديدنظر بعدى ان.پى.تى متعهد كنند و همچنين بر برنامه خاص و متوازن عملكرد به منظور تقويت اعمال و پذيرفتن پيمان موافقت نمايند.
از كنفرانس تجديدنظر سال ،۲۰۰۰ تهديد هسته اى وارد مراحل خطرناك شد و سيستم منع گسترش سلاح هاى هسته اى جهانى با چالش هاى دشوارى روبروشد. ما شاهد انواع تروريسم هاى جديدمرگبارتر، جنگ ها، بازارهاى سياه هسته اى، دولت هايى كه ان.پى.تى را دور مى زنند و حتى بيش از آن، كره شمالى كه انصراف خود را از عضويت ان.پى.تى اعلام كرد، بوده ايم. شايد بزرگ ترين تهديد كنونى از ذخاير جهانى اورانيوم و پلوتونيوم غنى شده موجود، يعنى مواد قابل انفجارى كه سوخت بمب اتمى را تشكيل مى دهند،  ناشى مى شود. در نتيجه امنيت ناكافى و عدم كنترل تسليحات هسته اى در جمهورى  هاى سابق اتحاد شوروى و گروهى از ساير كشورها، اين مواد به راحتى در دسترس تروريست ها قرار دارد.
نگرانى قابل توجه ديگر اين است كه كشورهاى بسيارى توانايى به دست آوردن امكان توليد مواد منفجره هسته اى و ساخت تسليحات هسته اى را در پوشش تلاش هاى هسته اى صلح آميز دارند. كره شمالى ممكن است زرادخانه تسليحات هسته ا ى كوچكى توليد كرده باشد. ايران ممكن است به زودى توانايى توليد مواد منفجره هسته اى براى تسليحات را پيدا كند و اگر تلاش هاى سياسى اروپاييان به نتيجه نرسد، ممكن است به چنين كارى دست يازد. با تفسير انجام شده از ان.پى.تى، كشورها مى توانند بدون تعارض آشكار، فناورى هايى را كسب كنند كه آنها را به مرحله توانايى توليد تسليحات هسته اى برساند و در صورتى كه شوراى امنيت سازمان هاى ملل متحد اقدامى در اين زمينه انجام ندهد، دست ان پى تى را براى مجازات بسته نگه خواهد داشت.
۱۵ سال بعد از پايان جنگ سرد، اكثر كشورها احساس مى كنند كه ۵ كشور اصلى داراى تسليحات هسته اى تمايلى براى تداوم تعهدشان براى خلع سلاح هسته اى مربوط به ان پى تى ندارند. اين اعتقاد فزاينده كه با سستى پيشرفت در خلع سلاح هسته اى تقويت مى شود، تمايل موجود در بعضى كشورهاى فاقد تسليحات هسته اى عضو پيمان را در جهت تكميل تعهدات خودشان به معاهده، خدشه دار و به مراتب آنها را به تقويت پيمان بى ميل تر مى كند.
بنا به دلايل ذكر شده، شك فزاينده درباره تداوم پيمان منع گسترش تسليحات هسته اى وجود دارد. دولتهايى با توانايى فناورى كافى ممكن است در تصميم خود در عدم توليد تسليحات هسته اى تجديد نظر كنند.
بر اساس گزارش اخير، مجمع عالى ملل متحد با عنوان «جهانى امن تر» چنين نتيجه مى گيرد؛ «ما در حال رسيدن به مرحله اى هستيم كه تضعيف منع گسترش تسليحات هسته اى ممكن است برگشت ناپذير باشد و موجب توليد فزاينده آن شود.»
تهديد جهانى هسته اى نمى تواند بدون رهبرى و همكارى قوى تر جهانى كاهش يابد. در نتيجه، ايالات متحده و ساير كشورها بايد با داشتن رويكردى جامع و متعادل كنفرانس بازنگرى ان پى تى ۲۰۰۵ را آغاز كنند. آنها بايد:
۱- موافقت كنند تا كنترل مؤثرترى بر ايجاد فناوريهايى داشته باشند كه مى تواند در توليد مواد براى تسليحات هسته اى كاربرد داشته باشد.
۲- گسترش توانايى آژانس اتمى بين المللى به منظور بررسى و پايش و پيروى از مقررات و استانداردهاى عدم گسترش از راه اختيارات كنونى و پروتكل الحاقى كه تمام كشورها بايد به آن بپيوندند.
۳- به كارگيرى ديپلماسى قوى به منظور توقف غنى سازى اورانيوم و ساير فعاليتها در چرخه حساس سوخت هسته اى در ايران و جمع آورى توانايى تسليحات هسته اى كره شمالى و نيز طراحى ديپلماسى براى مطرح كردن مشكلات نهفته امنيت منطقه اى در شمال شرق آسيا، جنوب آسيا و خاورميانه كه بتواند كوشش هاى عدم گسترش و خلع سلاح را در آن مناطق تسهيل كند.
۴- اعمال تعهدات و محدوديتها و خلع سلاح كشورهاى داراى تسليحات هسته اى را شتاب بخشد كه شامل كاهش بيشتر وضعيت آماده باش دولتها و ميزان ذخاير هسته اى آنها، منع دائمى از آزمايشهاى هسته اى و توليد مواد منفجره هسته اى براى تسليحات، ممانعت از گسترش توليد تسليحات هسته اى جديد و تأييد اطمينان مجدد به دولتهاى بدون تسليحات هسته اى كه مورد حمله هسته اى قرار نخواهند گرفت. اين گامهايى است كه خطر جنگ هسته اى را كاهش مى دهد و از جاذبه تسليحات هسته اى نيز مى كاهد.
۵- امنيت تمام مواد قابل استفاده در تسليحات هسته اى را تا بالاترين استانداردها تأمين كنند تا با توسعه برنامه ها به حفاظت و حذف اين مواد، توقف استفاده از اورانيوم با غلظت بالا در نيروگاههاى غير نظامى و تقويت كنترل ملى و بين المللى معيارهاى امنيت مواد بر حسب قطعنامه ۱۵۴۰ سازمان ملل از دسترسى تروريست ها يا ساير دولت ها به آن جلوگيرى شود.
۶- روشن سازد كه هيچ دولتى نمى تواند از اين پيمان كناره گيرى كند و از مسؤوليت نقض قبلى اين پيمان رها شود يا دستيابى به مواد و تجهيزات تحت عنوان اهداف سلح آميز را حفظ كند.
كنفرانس تجديد نظر ماه مه سال ،۲۰۰۵ گردهمايى مهمى براى كشورها براى سنجش پيشرفت يا فقدان پيشرفت در اعمال تعهدات و مسؤوليت هاى دوجانبه آنها با ان.پى.تى است و اين گردهمايى، فرصت مغتنمى براى دولت هاى عضو به شمار مى رود كه تمايل سياسى خود را به پيشرفت محسوس تر براى رسيدن به تمام اهداف اين پيمان نشان دهند. توفيق اين گردهمايى بايد بر اساس توانايى گروه ها بر توافق درباره گام هاى اختصاصى اضافى باشد كه پيمان را تقويت مى كند. امنيت جامعه بين المللى چيزى كم از اين نمى طلبد.
امضا كنندگان:
- «مادلين آلبرايت» وزير امور خارجه آمريكا
- الكسى آرباتوف (روسيه)
- جورج بون، سفير
- رالف ايرل، سفير
- رابرت جى آينهورن
- رابرت آنگلوچى، سفير
- جيمز گودباى، سفير
- رز گوتمولر
- توماس گراهام، سفير
- رابرت گرى، سفير
- لى هاميلتون، عضو افتخارى
- جان هولوم، عضو افتخارى
- اسپرمن كينى، عضو افتخارى
- بسيكا ميتوس
- رابرت مك نامارا، وزير
- ويليام پرى، وزير
- روبرت پرسلى، سرلشكر
- داگلاس راش، وزير
- هانريك سالندر، سفير (سوئد)
- لارنس شينمن، عضو افتخارى
- وندى شرمن، سفير
اعضاى على البدل
- دايل كيمبال
- جوزف سيرنسيون
اتحاديه كنترل تسليحات
مؤسسه صلح بين المللى كارنگى
*  انتشار اين مقاله با هدف آگاهى خوانندگان گرامى از ديدگاههاى موجود در غرب در مورد مباحث مربوط به «ان.پى.تى» است و ادعاهاى طرح شده در مورد ايران مورد تأييد نمى باشد.
ترجمه مرضيه خادم شريف


|   شناسنامه   |   آرشيو   |