دوشنبه ۲ دي ۱۳۸۱ - ۱۸ شوال ۱۴۲۳
Mon, Dec 23, 2002
بين الملل
شماره ۲۳۳۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
(بخش اول)
۷بهمن تا ۷ اسفند
مخالفت صدها نظامي اسرائيلي
• طومار ايرانيان مقيم آمريكا براي بوش
• ايرانيان و مسلمانان مقيم آمريكا خواستار توقف برنامه بازداشت ها شده بودند. اين در حالي بود كه گروههاي مدني در آمريكا نيز با اين اقدام ابراز مخالفت كردند.
۱+۲۰۰۲
سايه مبلغان اسرائيل بركنگره آمريكا
(بخش اول)
103887.jpg
همگي ما در مورد خطرات اسلام بنيادگرا آگاهي داريم. اما به گفته «رابرت فيسك» بزرگترين خطر براي آزادي در ايالات متحده احتمالاً از سوي نوع ديگري از بنيادگرايي يعني يهوديت ومسيحيت خواهد بود.
دراولين گردهمايي كليسايي در شهر «بركلي » ايالت كاليفرنيا، حضار در سكوت فرو رفتند.
«دنيس برنشتاين» يك يهودي ميهمان از برنامه امور جاري ايستگاه راديويي « فلاش پونيت» در حال خواندن تعدادي از نامه هاي الكترونيك دريافت شده از طرف حاميان آمريكايي اسرائيل بود. هركدام ازاين نامه ها، حاضران دركليسا را اعم از مسلمان، يهودي ومسيحي متحير كرده بود. «تو حرام زاده اي هستي كه از يهوديت متنفري. هيتلر برخي را به اشتباه به عنوان يهودي كشت. او بايد پدر ومادر تو را مي كشت تا كثافتي مثل تو به دنيا نمي آمد. به اميد خدا تروريست هاي عرب تو را تكه تكه كنند. آمين».
گناه برنشتاين اين بود كه ماجراي حمله اسرائيل به «جنين » در ماه آوريل را پوشش خبري داده ودر مورد اين كشتار براي برنامه فلاش پونيت با خبرنگاراني كه دراين مورد تحقيق مي كردند، مثل «فيل ريو» و «جاستين هاگلر» از روزنامه اينديپندنت مصاحبه كرده بود. پدربزرگ برنشتاين يك خاخام معتقد ومورداحترام و با شهرت بين المللي بود اما نه تاريخ خانوادگي و نه اصل ونسب او باعث نشد چشم خود را روي حقايق ببندد.
در نامه ديگر خطاب به او مي نويسند: « اين را بخوان و گريه كن، پسرك حرام زاده اي كه از يهوديت خود متنفري! در نامه ديگر آمده است : «اميدوارم تو و باربارا لوبين و ديگر خائنان كمونيست وماركسيست يهودي كه از پليس آمريكا متنفرند، درست مثل قربانيان بمب گذاري هاي انتحاري (شهادت طلبانه) در اسرائيل، مرگي سخت و وحشيانه داشته باشيد». لوبين نيز يهودي و مدير اجرايي اتحاديه كودكان خاورميانه است . وي قبلاً يك صهيونيست متعهد بود اما اكنون يكي از منتقدان جدي اسرائيل است. نامه هاي الكترونيك او نيز ازاينهاخيلي بدتر هستند.
درحقيقت، بايد به آمريكا بياييد تا متوجه شويد اين گروه كوچك، اما سخنگوي جامعه يهوديان چقدر شجاع است. برنشتاين اولين نفري است كه اعتراف مي كند تلفيق فعاليت مبلغان رژيم اسرائيل و بنيادگرايان مسيحي ، درواقع، تمام بحث هاي آزاد را در مورد اسرائيل وخاورميانه درميان افكارعمومي ايالات متحده سانسور كرده است . برنشتاين مي گويد: «همه ترسيده اند. تنها كساني كه دهانشان را باز مي كنند، يهوديان اين كشور هستند. مي دانيد، وقتي بچه بودم، براي كاشت درخت در اسرائيل پول مي فرستادم. اما اكنون از دولت كشوري (!) كه با عشق آن بزرگ شده ايم ، مي ترسيم. حاميان اسرائيل نسبت به يهودياني كه از سياست زمين هاي سوخته شارون حمايت نمي كنند، كينه خاصي به دل دارند، زيرا ، آنها را به دروغ متهم به ضديهود بودن مي كنند».
آدام شاپيرو از يهودياني است كه بهاي عقايد خود را پرداخته اند. وي كه نامزدش يك فلسطيني متولد آمريكاست ، داوطلب شركت در نهضت همبستگي بين المللي بود ، اما بهار امسال وقتي در اداره عمليات امدادرساني مشغول بود، در مقر ياسر عرفات به دام افتاد. او پس ازاين كه در گفت وگو با شبكه «سي ان ان» گفت دولت شارون با دريافت ۳ميليارد دلار كمك نظامي از آمريكا مثل تروريست ها عمل مي كند، از سوي روزنامه «نيويورك تايمز» به همراه خانواده اش لقب «وحشي » گرفت! اين روزنامه به شاپيرو تهمت «طالبان يهودي » زد وخانواده وي را «خائن» قلمداد كرد. حاميان اسرائيل نشاني منزل خانواده وي را فاش كردند وآنها مجبور شدند از خانه خود در منطقه بروكلين بگريزند وخواستار حمايت پليس شوند. پدر شاپيرو كه دبير يك دبيرستان دولتي نيويورك وهمچنين معلم پاره وقت يك مدرسه روزانه يهودي بود، از شغل خود اخراج شد. برادرش نيز بطور مرتب تهديد به مرگ مي شد.
حاميان اسرائيل درمورد اتحاد خود با راست گرايان مسيحي ترديد ندارند. درواقع، بنيادگرايان مسيحي خود مي توانند به نفع اسرائيل اقدام كنند. اين موضوع را اخيراً وقتي مي خواستم درمورد رسانه ها ونزاع فلسطين واسرائيل سخنراني كنم، مشاهده كردم. سخنراني من جزو مجموعه اي از سخنراني ها بود كه به دست يهوديان آمريكا در دانشگاه «استانفورد» ترتيب يافته بود. يك مسيحي راست گرا و طرفدار «جمهوري آزاد» نام مرا در وب سايت كامپيوتري خود آورد وبه من لقب «دستمال به دست سازمان آزادي بخش فلسطين » را داد واز طرفدارانش خواست در سخنراني من حضور نيابند. بيرون اولين كليساي متديست متحد در شهر «ساكرامنتو» كه قرار بود سخنراني داشته باشم، تعداد كمي تظاهركننده پرچم هاي آمريكا واسرائيل را تكان مي دادند. آنها برسربرگزاركنندگان جلسه سخنراني فرياد مي كشيدند : «شما از يهوديان متنفريد». اين كار يك طنز سياه بود، زيرا غير يهوديان بخاطر ضايع شدن حق يهوديان درحال فريادكشيدن بودند.
اين افراد حتي جزوه هاي چاپ شده اي را با مطالب خام و ناپخته پخش مي كردند. يكي از ميزبانان يهودي به من گفت : «نگران نباش. آنها حتي نمي توانند نام تو راهجي كنند». صحيح، اما غلط. دراين جزوه آمده بود، «اين دروغ ها را بس كنيد. هيچ قتل عامي در جنين صورت نگرفت. فيصك (فيسك) پول گرفته تا به نفع اعراب صحبت كند». اما دروغ اصلي درجمله آخر است.من هيچ گاه براي ايراد سخنراني پول نمي گيرم ـ به همين دليل، هيچ كس نمي تواند ادعا كند من براي ابرازعقيده پول گرفته ام . اما براي اين افراد، واقعيت مهم نبود وحتي محتواي سخنراني من هم مهم نبود. جالب توجه است كه سخنراني من با اين جمله شروع مي شد كه : «هيچ قتل عامي صورت نگرفت»، ـ دراين سخنراني من گفتم كه عرفات ، «حاكم فاسد وكوچك و بيهوده اي است ». وهمچنين «بمب گذاري انتحاري (شهادت طلبانه) يك سلاح مرگبار وترسناك است ».
هيچكدام از اين مطالب براي آنها مهم نبود. هدف فقط خفه كردن من بود.
نتيجه گيري دنيس برنشتاين بسيار ساده است: «هر خبرنگار، پاورقي نويس، ويراستار، استاد دانشگاه، دانشجوي فعال، مسؤول دولتي يا روحاني اي كه به خود جرأت دهد و از اسرائيل يا صحت گزارشهاي خشونت آميز و اشغال غيرقانوني آنها انتقاد كند، برچسب ضديهودي بودن دريافت مي كند.» درواقع، در همين زمان، گروههاي طرفدار اسرائيل مبارزه اي عليه روزنامه هاي آمريكا طرفدار اسرائيل آغاز كردند و مدعي شدند روزنامه هاي نيويورك تايمز، لوس آنجلس تايمز و سانفرانسيسكو كرونيكل در پوشش خبري مسائل خاورميانه بي طرف نبوده اند. چگونه ممكن است روزنامه نيويورك تايمز كه در ميان نويسندگانش به ويليام سافير و چارلز كروتهامر، دو نفر از غول هاي طرفدار اسرائيل مي بالد، ضداسرائيلي باشد؟ اگرچه ممكن است در ميان گزارشهاي اين روزنامه در مورد عمليات تخريب توسط اسرائيل در ساحل غربي و نوار غزه، بعضي نظرات انتقادي بسيار ملايم به چاپ رسيده باشد. مثلاً نيويورك تايمز گزارش داد سربازان اسرائيل از غيرنظاميان به عنوان سپر انساني استفاده كرده اند، آن هم فقط در پاراگراف انتهايي يك گزارش از جنين.
با اين وجود، مبارزه تحريم روزنامه و ارسال نامه هاي الكترونيك ادامه دارد: بيش از يك هزار نفراز خوانندگان روزنامه لس آنجلس تايمز اشتراك خود را به حالت تعليق درآوردند، درحالي كه يك نامه الكترونيكي از خوانندگان طرفدار اسرائيل درخواست كرد اشتراك خود را براي يك روز از روزنامه نيويورك تايمز متوقف كنند. در سواحل شرقي آمريكا، يك ايستگاه راديويي يك ميليون دلار كمك انسان دوستانه يك يهودي را از دست داد. درحالي كه ايستگاههاي راديويي ديگر كه سعي مي كردند مسائل خاورميانه را تا حدي منصفانه پوشش خبري بدهند، مبالغ بيشتري را از دست دادند. وقتي روزنامه سانفرانسيسكو كرونيكل كه يك راهنماي ۴ صفحه اي در مورد اين مناقشه چاپ كرد، هيأت تحريريه مجبور شد با يك هيأت ۱۴ نفري از اعضاي گروههاي محلي يهودي ملاقات كند و ناخرسندي آنها را بشنود.
بنا به گفته «مايكل فلاترمن»، رئيس كميته استراتژي خاورميانه، در ۸۰ كنيسه منطقه خليج سانفرانسيسكو، خشم يهوديان زماني به «نقطه جوش» رسيد كه روزنامه كرونيكل از گردهمايي طرفداران اسرائيل در سانفرانسيسكو هيچ خبري درج نكرد. نيازي به گفتن نيست كه «ديك راجرز» نماينده خوانندگان روزنامه كرونيكل يك عذرخواهي بسيار محكم در روزنامه به چاپ رساند و نوشت: «روزنامه هيچ خبري در مورد اين گردهمايي ننوشت. اين كار متوازن ومنصفانه نبود.» اعتراض ديگري از سوي يك خواننده يهودي شده بود كه چرا كلمه ترور در سرتيتر كرونيكل در گيومه آمده بود.
«شارون» مي گويد: «ترور، حمله را توجيه مي كند». به نظر خواننده، گزارش روزنامه كرونيكل، «با تبليغات فلسطيني ها كه سعي مي كنند نظر مردم از مبارزه عليه تروريسم به طرف اسرائيل برگردانند، هماهنگي كامل دارد، (اين امر از طرف تمام فلسطيني ها از ياسرعرفات گرفته تا كودك ۱۰ ساله اي كه آرزو دارد روزي خود را منفجر كند، حمايت مي شود) و در عوض، حركات نظامي اسرائيل را بي اساس و با تاكتيك هاي شيطاني و زورگويانه توصيف مي كنند.»
و ماجرا همچنان ادامه دارد. در يك مصاحبه راديويي در شهر بركلي كه من هم حضور داشتم، سردبير بخش خارجي روزنامه كرونيكل، «اندرو راس» سعي كرد موضوع نفوذ حاميان اسرائيل را خنده دار جلوه دهد. البته اين موضوع را بين تأييد و ترس بيان كرد. اما سركنسول اسرائيل، «يوسي عمراني»، بدون مكث و تأمل به مقابله با روزنامه كرونيكل پرداخت و اين روزنامه را كه در گزارشهايش از خاورميانه بسيار رام و طرفدار اسرائيل است، به عنوان «روزنامه طرفدار فلسطيني ها و از نظر سياسي و حرفه اي با ديد تبعيض و تمايل به يك سو» خطاب كرد.
درواقع مقاله چهارصفحه اي كرونيكل در مورد خاورميانه، مقاله اي ملايم بود كه تيتر آن «نزاع بين اسرائيلي ها و فلسطيني ها، جنگي بر سر كنترل سرزمين است» نكته اصلي و مشخص را بيان نمي كرد و نكته اين بود كه سرزمين يكي از دو گروه درگير بر سر كنترل سرزمين يعني فلسطيني ها مدت ۳۵ سال در اشغال ديگري (اسرائيل) بوده است.
درواقع، تعجب برانگيزترين موضوع كه كمترين پوشش خبري را داشته، اتحاد بين مبلغان اسرائيل و بنيادگراهاي صهيونيست مسيحي است؛ ائتلافي كه در سال ۱۹۷۸ با انتشار طرح حزب ليكود براي تشويق كليساهاي بنيادگرا به حمايت از اسرائيل صورت گرفت. در سال ،۱۹۸۰ يك سفارتخانه بين المللي مسيحي در بيت المقدس افتتاح شد؛ در سال ،۱۹۸۵ يك حمايت صهيونيستي مسيحي در «نماز ملي صبح براي اسرائيل» به وقوع پيوست كه سخنران اصلي آن «بنيامين نتانياهو» بود كه قرار بود نخست وزير اسرائيل شود. نتانياهو در سخنان خود گفت: «بيش از يك قرن قبل يك حس تاريخي، اخلاقي و شاعرانه در صهيونيست هاي مسيحي شكل گرفت و آنها براي احياي اسرائيل شروع به نوشتن، طرح ريزي و سازماندهي كردند. ائتلاف وحدت ملي براي اسرائيل بازوي تبليغي براي صهيونيست هاي مسيحي شد. اين افراد در كنگره و در ميان اشخاص غيرمحافظه كار واشنگتن صاحب نفوذ بودند.»
سفارت اسرائيل ماه مه امسال در واشنگتن يك مراسم نماز صبحگاهي براي صهيونيست هاي مسيحي ترتيب داد. از حاضران در اين مراسم مي توان از «آلونزو شورت» عضو هيأت مديره گروه «حافظان پيمان» و «مايكل ليتل»، رئيس شبكه تلويزيوني مسيحي (CBN) نام برد. درميان ميهمانان مي توان محافظه كاران قديمي مسيحي مثل «جري فالول» و «پت رابرتسون» را نام برد كه زماني يك ايستگاه تلويزيوني مخالف در جنوب لبنان تأسيس و روستاييان مسلمان را تهديد كردند. اين ايستگاه تلويزيوني سخنراني هاي سرگرد «سعد حداد»، رهبر مزدوران شبه نظامي لبنان را پخش مي كرد.
ادامه دارد
سزر در مقابل اصلاحات تنها ماند
«حسني اوندول» رئيس انجمن حقوق بشر تركيه، از رئيس جمهوري اين كشور به دليل وتوي اصلاح سه ماده از قانون اساسي تركيه انتقاد كرد. به گزارش ايرنا، «احمدنجدت سزر» رئيس جمهوري تركيه، مصوبه مجلس اين كشور در اصلاح سه ماده از قانون اساسي را كه به موجب آن، راه نمايندگي «رجب طيب اردوغان» رهبر حزب «عدالت و توسعه» باز مي شد، وتو كرد. مجلس تركيه يك هفته قبل اين اصلاحات را، با آراي بيش از دوسوم نمايندگان و با حمايت حزب مخالف «جمهوريخواه خلق» تصويب كرده بود.
«حسني اوندول» با صدور بيانيه اي اعلام كرد كه اصلاحات انجام شده در قانون اساسي، موجب توسعه آزادي هاي سياسي در كشور مي شود و اينكه چه كساني از اين اصلاحات بهره مند مي شوند يا خواهندشد، اهميتي ندارد. در همين حال رسانه هاي تركيه نيز باعنوان اينكه «سزر» تنها ماند، نوشتند: هيچكس از موضع «سزر» در وتوي مصوبه مجلس حمايت نكرد. به نوشته اين روزنامه ها، حزب حاكم عدالت و توسعه و حزب مخالف جمهوريخواه خلق، درخصوص تصويب مصوبه قبلي بدون اصلاحات لازم به توافق رسيدند. طبق قانون اساسي تركيه، اصلاحات قانون اساسي پس از تصويب دوسوم نمايندگان مجلس و تأييد رئيس جمهوري اين كشور قابل اجرا است. در صورت عدم تأييد مصوبات مجلس ازسوي رئيس جمهوري، مجلس مي تواند در اين مصوبات تجديد نظر كند يا همان مصوبات را بدون تغيير مجدداً به تصويب برساند.
در چنين صورتي رئيس جمهوري يا بايد مصوبات مجلس را تأييد يا در صورت عدم تأييد، به رأي عمومي (رفراندوم) مراجعه كند. آگاهان سياسي در آنكارا، احتمال انتخاب راه دوم ازسوي سزر و مراجعه وي به آراي عمومي را ضعيف ارزيابي مي كنند.
به عقيده اين آگاهان، به احتمال زياد، سزر اين مصوبه را براي عدم ايجاد چالش سياسي در شرايط كنوني كشور، تأييد خواهدكرد.
۷بهمن تا ۷ اسفند
تل آويو زمان حمله آمريكا به عراق را پيش بيني كرد
103917.jpg
گروه بين الملل: مدارس اسرائيلي بزودي به دانش آموزان جهت كسب آمادگي براي جنگ قريب الوقوع آمريكا عليه عراق و پاسخ احتمالي بغداد عليه رژيم صهيونيستي، استفاده از ماسك ضدگاز شيميايي را آموزش مي دهند.
به گزارش خبرگزاري رويتر، رسانه هاي رژيم صهيونيستي گزارش دادند كه اسرائيل از ۱۵ ژانويه به حالت آماده باش كامل درخواهدآمد، زيرا احتمال مي دهد جنگ خليج فارس بين ۲۷ ژانويه (۷بهمن) تا ۲۶ فوريه (۷اسفند) آغاز شود. وزارت جنگ رژيم صهيونيستي اين تاريخ را تأييد نكرد، ولي اعلام كرد نيروهاي امنيتي اسرائيل خود را براي حمله احتمالي عراق به رژيم صهيونيستي مهيا مي سازند.
واشنگتن تلويحاً گفت كه حمله هوايي و زميني براي سرنگوني صدام شايد اوايل سال ۲۰۰۳ آغاز شود.
از سوي ديگر، «ايگور ايوانف» وزيرخارجه روسيه اعلام كرد كه اقدام نظامي در عراق به زيان منافع ملي كشورش خواهد بود.
وي همچنين گفت كه روسيه در چنين جنگي به آمريكا و انگليس ملحق نخواهدشد. ايوانف در اين مصاحبه خاطرنشان كرد: مهمترين چيز اين است كه اطمينان يابيم عراق تسليحات كشتارجمعي ندارد و كليه اهداف ديگر مغاير با منافع ملي ما است.
ايوانف با اشاره به لغو قرارداد نفتي شركت روسي «لوك اويل» با عراق گفت: اختلافات طرفين از دو سه سال پيش آغاز شد و ارتباط مستقيمي با وضعيت كنوني ندارد.
اما يك وزير عراقي اعلام كرد كه بغداد به منظور اجتناب از جنگ همكاري كاملي با بازرسان خواهد داشت. «محمدمهدي صالح» وزيربازرگاني عراق گف: ما هرگز به دولتهاي آمريكا و انگليس براي جنگي نامنصفانه عليه كشور ما بهانه نخواهيم داد.
عراق با سازمان ملل متحد همكاري خواهدكرد تا ادعاهاي آمريكا را مبني بر اينكه ما تسليحات كشتارجمعي داريم، رد كنيم. ما حاضريم به هر سؤالي پاسخ دهيم. اگر آمريكاييها ادعا مي كنند نكات مبهمي وجود دارد، ما آماده ايم به آنها پاسخ دهيم.
از سويي، روزنامه «الوطن» چاپ كويت ديروز به نقل از رئيس ستاد ارتش آمريكا كه قرار است از افغانستان به كويت سفر كند، نوشت: ما در انتظار فرمان آغاز جنگ با عراق هستيم.
الوطن افزود: هدف از سفر ژنرال «ريچارد مه يرز» به كويت، ديدار با نيروهاي آمريكايي مستقر در شمال اين كشور است. اين روزنامه نوشت: مه يرز قرار است در اين سفر با مقامهاي كويتي راههاي تقويت همكاريهاي دفاعي دوجانبه را بررسي كند.
كارشناسان پيش بيني مي كنند به احتمال زياد حمله آمريكا به عراق در ماه فوريه انجام خواهدشد.
مخالفت صدها نظامي اسرائيلي
با سركوب فلسطينيان
با ادامه عمليات ضد صهيونيستي مبارزان فلسطين، شمار افسران و سربازان اسرائيلي مخالف خدمت در مناطق خودگردان نيز رو به افزايش است و بيش از صدها نظامي ديگر به جبهه مخالفان پيوستند.
به گزارش ايرنا، اين جبهه كه با عنوان «مخالفت به خاطر منافع دولت» شكل گرفته است، با صدور بيانيه اي اعلام كرد كه ۵۱۸ افسر و سرباز اسرائيلي از شركت در يگانهاي مستقر در مناطق خودگردان براي سركوب فلسطيني ها خودداري ورزيدند.
بر بنياد اين بيانيه، با وجود تدابيري كه ارتش اجرا مي كند، هزاران سرباز و افسر ضمن تماس با اين جبهه خواهان دستيابي به اطلاعاتي درباره فعاليت آن و چگونگي پيوستن به جبهه مخالف هستند. جبهه مخالف خدمت در مناطق خودگردان در ماههاي نخست سال جاري ميلادي تأسيس شد و ۳۵ افسر و سرباز اسرائيلي با ارسال پيامي براي «شائول موفاز» رئيس وقت ستاد اعلام كردند كه آمادگي انجام هرگونه مأموريتي براي دفاع از اسرائيل را دارند، اما حاضر نيستند در كرانه باختري رود اردن و نوار غزه خدمت كنند.
اين افراد، خدمت در مناطق خودگردان فلسطين را تجاوز و ظلم توصيف مي كنند و مي گويند كه حاضر نيستند بيش از اين در توسعه طلبيهاي مقامهاي اسرائيلي شريك باشند.
از زمان تأسيس اين جبهه تا كنون بيش از ۲۰۰ نفر از افراد آن به اتهام خيانت بازداشت و يا از ارتش اخراج شده اند.
نظاميان و جاسوسان آمريكا در شمال عراق
روزنامه «نيويورك تايمز» نوشت: كردها و مقامات غربي كه گفته مي شود مأموران اطلاعات جاسوسي آمريكا هستند، طي هفته هاي اخير سرگرم همكاري با مقامات كرد شمال عراق بوده اند. به گزارش ايرنا، اين روزنامه افزود: استخدام كنندگان گروه مخالف عراقي درحال انتخاب داوطلباني در زمينه امور پيشاهنگي و مترجمي هستند كه روزي ممكن است به نيروهاي آمريكايي در عراق كمك كنند.
نيويورك تايمز نوشت: طراحان و برنامه ريزان نظامي آمريكا به منظور ارزيابي و بررسي توان بالقوه اماكن عراقي براي استفاده در جنگ از مخفيگاههاي دورافتاده اين كشور بازديد كردند.
شانس هيلاري كلينتون براي سال ۲۰۰۴
103908.jpg
گروه بين الملل ـ با كناررفتن آل گور اكنون خانم هيلاري كلينتون شانس زيادي براي پيروزي در انتخابات داخلي حزب دموكرات براي شركت در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۴ دارد.
به گزارش شبكه خبري «سي.ان.ان»، نتايج نظرسنجي اين رسانه و هفته نامه تايم نشان مي دهد كه ۳۰درصد از دموكراتها به خانم كلينتون، ۱۳درصد به سناتور «جوزف ليبرمان» و ۱۳درصد به سناتور «جان كري» رأي مي دهند. هيچ نامزد ديگري نتوانست بيش از ۱۰ درصد رأي به دست آورد و ۱۴درصد نيز گفتند كه تصميمي نگرفته اند.
پرونده عراق در ۲۴ ساعت گذشته
\ روزنامه الخليج: اجلاس شوراي همكاري با درخواست حل مسالمت آميز بحران عراق آغاز شد.
\ روزنامه الانوار (چاپ لبنان): دمشق: آمريكا به هيچ وجه حق حمله به عراق را ندارد.
\ روزنامه الديار: واشنگتن اطلاعات محرمانه در اختيار بازرسان بيين المللي در عراق قرار مي دهد.
\ روزنامه الشرق الاوسط: همايش دوحه درصدد محكوم كردن «عذرخواهي» صدام از كويت است.
\ روزنامه تشرين (چاپ سوريه: محمد البرادعي: تاكنون دليلي بر وجود سلاحهاي هسته اي در عراق به دست نيامده است.
\ روزنامه الثوره: محمد زهير مشارقه: به جاي جنگ، محاصره عليه عراق بايد پايان يابد.
\ روزنامه البعث: بوش در جشنهاي پايان سال ميلادي به آمريكايي ها مژده جنگ داد.
\ روزنامه حريت (چاپ تركيه): آمريكا خواهان اعلام فوري موضع آنكارا در قبال عراق شد.
\ روزنامه واكيت: احتمال بروز جنگ در عراق موجب افزايش نرخ ارزهاي خارجي در تركيه شد.
\ روزنامه مليت: تركيه طي هفته جاري موضع خود در قبال عراق را به آمريكا اعلام مي كند.
\ روزنامه الدستور (چاپ اردن): جنگ آمريكا عليه عراق احتمالاً ماه فوريه آغاز مي شود.
\ روزنامه الرأي: بغداد دارايي هاي كويت را به اين كشور باز مي گرداند.
\ روزنامه العرب اليوم: در جنگ احتمالي عليه عراق هزينه توليد فرآورده هاي نفتي اردن به بيش از يك ميليارد دلار افزايش مي يابد.
\ روزنامه الجزيره (چاپ عربستان): آمريكا به اطلاعات جديدي در خصوص سلاحهاي كشتارجمعي عراق دست يافت. روسيه از حمله آمريكا به عراق ۴۰ ميليارد دلار خسارت خواهد ديد.
\ روزنامه الوطن: واشنگتن يك طرح سه مرحله اي براي عراق بعد از سقوط صدام تدوين مي كند. روشنفكران آلماني به همتايان آمريكايي خود نسبت به بهانه دادن به دست بوش براي حمله به عراق انتقاد كردند.
\ روزنامه الرأي العام (چاپ كويت): نشست دوحه سخنان صدام را محكوم كرد و آن را عاملي براي فتنه وتهديد كويت و كشورهاي همسايه دانست.
\ روزنامه الرأي العام: رئيس مجلس كويت: موافقت عراق براي بررسي مسأله ايران اقدام مثبتي است.
\ روزنامه الوطن: سفير آمريكا در كويت: در صورت حمله به عراق در رابطه با كويت نگران نيستيم.
\ راديو بي. بي. سي: وزارت خارجه كويت گفته است كه عراق آثار هنري را كه در جريان اشغال كويت توسط عراق ۱۰ سال قبل ربوده شده بود، به كويت باز خواهد گرداند.
\ راديو آمريكا: نمايندگان شش كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس نخستين دور گفت و گوهاي خود را در دوحه با فراخواني اتحاد و همچنين عمليات سريع سازمان ملل متحد در مورد يافتن سلاحهاي كشتارجمعي در عراق به پايان رساندند.
دو خبر از مخالفان صدام
دو خبر مربوط به عراق در روز شنبه توجه ناظران را به خود جلب كرد:
۱ـ حمايت «احمد چلبي» دبير كل كنگره ملي عراق از حضور ارتش تركيه در شمال آن كشور
۲ـ مذاكرات محرمانه گروههاي مخالف صدام حسين با شركتهاي نفتي تحت نظارت آمريكا.
ظريفي در مورد اين دو خبر گفت كه گويا مخالفان صدام آنقدر احساس اطمينان مي كنند كه از هم اكنون در مورد عراق تصميم مي گيرند؛ آنهم تصميماتي كه اگر حاكم فعلي بغداد اتخاذ مي كرد، ازسوي آنان متهم به حراج كشور مي شد.
واقعيت آن است كه برخي از گروههاي معارض كه مقر فعاليت آنان در لندن و... است، به دليل نداشتن پايگاه گسترده توده اي در عراق، مي كوشند به ياري برخي از بازيگران منطقه اي و فرا منطقه اي براي خود جايگاهي بيابند. از اين منظر، اين دسته از گروههاي معارض با دادوستد سياسي ـ اقتصادي با بازيگران مذكور درصددند تا در عراق پس از صدام حسين ايفاي نقش كنند. عملكرد آنها در اين خصوص در جريان كنفرانس «اربيل» در اوايل دهه ۹۰ ميلادي و نيز كنفرانسهاي بعدي بويژه لندن مؤيد اين امر است.
به خاطر مي آورم كه پس از كنفرانس اربيل، يكي از شركت كنندگان در آن به نگارنده گفت كه يكي از شخصيت هاي برجسته حاضر در كنفرانس در پي بروز هر اختلاف نظر، با لندن تماس مي گرفت و با يك مقام وزارت امورخارجه انگليس گفت وگو مي كرد و سپس نظر آن فرد را به اين شكل عنوان مي كرد كه دوستان انگليسي اين نظر را دارند ومسائل حل مي شد! در كنفرانس لندن ، اين بار، نوبت «زلمي خليل زاد» نماينده ويژه «جورج بوش» در امور منطقه بود كه نقش «هدايت گر» را برعهده گيرد. در همين خصوص، حضور خليل زاد در نشست هاي غير علني كنفرانس و تهديدهاي مكررش مبني بر روي كار آوردن يك نظامي به جاي صرام حسين و يا تغيير در نگاه واشنگتن به مخالفان، تأمل برانگيز بود.
اين تهديدها كه شكل زننده اي به خود گرفت، نارضايتي «جلال طالباني» رهبر اتحاديه ميهني كردستان عراق را به همراه داشت تا آنجا كه وي گفت اگر نوكر مي خواهيد، برويد كار خودتان را انجام دهيد. حال، پرسشي كه در اين ارتباط مطرح مي شود، آن است كه آيا گره زدن سرنوشت يك كشور و حتي منافع و مصالح يك يا چند گروه به اهداف و تمايلات آمريكا، بايد تا اين اندازه گسترده باشد؟ آيا اين گروه ها از تجربه قيام ناموفق ۱۹۹۱ درس نياموخته اند كه چگونه متحد بزرگشان، آنها را تنها گذاشت؟ نكته اي كه بايد بدان توجه شود، اين است كه قرار دادن جريان امور در كنترل آمريكاييان به تدريج، استقلال عملي را كه از آن سخن گفته مي شود، از اين قبيل گروهها خواهد گرفت. و در آن زمان بايد نسبت به سياستهاي عراق نوين كه واشنگتن در چارچوب ايجاد دگرگوني در خاورميانه به ايجاد آن كمر بسته است، با ترديد برخورد كرد؛ عراقي كه از قرار، بايد نقش مهمي را در طرح هاي سياسي، نظامي، امنيتي و اقتصادي آمريكا براي منطقه ايفا كند.
بوش در برابر اعتراض ايرانيان عقب نشست
• طومار ايرانيان مقيم آمريكا براي بوش
• ايرانيان و مسلمانان مقيم آمريكا خواستار توقف برنامه بازداشت ها شده بودند. اين در حالي بود كه گروههاي مدني در آمريكا نيز با اين اقدام ابراز مخالفت كردند.
103971.jpg
سرانجام اعتراض گسترده ايرانيان مقيم آمريكا نتيجه داد و اداره مهاجرت آن كشور اعلام كرد كه ۹۵ درصد ايرانيان بازداشت شده با قرار وثيقه آزاد شده اند و رسيدگي سريع به وضعيت ۵ درصد ديگر نيز در دستور كار قرار دارد. پيش از اين، رسانه هاي محلي در كاليفرنيا، از ارسال توماري به امضاي هزاران ايراني براي جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا خبرداده بودند. امضا كنندگان آن تومار با تبعيض نژادي خواندن روند بازداشت ايرانيان و مسلمانان مقيم آمريكا خواستار توقف برنامه بازداشت ها شده بودند. اين در حالي بود كه گروههاي مدني در آمريكا نيز با اين اقدام ابراز مخالفت كردند.
ايرانيان مقيم آمريكا در اعتراض به دستگيريهاي اخير اتباع خاورميانه اي، مفهوم آزادي در آمريكا را به زير سؤال بردند.
به نوشته روزنامه هاي چاپ ايالت كاليفرنيا، آنها با ارسال طوماري براي دولت جورج بوش، خواستار توقف برنامه بازداشت گسترده هموطنان ايراني خود در آمريكا شدند. در اين تومار آمده است: از زمان حملات تروريستي نفرت انگيز ۱۱ سپتامبر، گروههاي محافظه كار نوين و منفعت طلب براي اجراي برخي از تبعيض آميزترين قوانين و سياستها عليه اتباع مسلمان خاورميانه دست به دست يكديگر داده اند. اين مسأله ساده بر زندگي حدود يك ميليون نفر از ايرانيان سختكوش تأثير منفي گذاشته است. در راستاي روح مشاركت فعال در روند مردم سالاري، در مقابل اين تبعيض تاريخي در حاشيه نخواهيم نشست. ما بايد با پليديهاي تبعيض نژادي و قومي تحت هر بهانه و عنواني از جمله امنيت ملي مبارزه كنيم.
اين گزارش حاكي است: دستگيري ايرانيان و ساير اتباع خاورميانه اي موجب شده منتقدان برنامه نام نويسي از مهاجران، اين روند را با دستگيري آمريكاييهاي ژاپني تبار در جنگ جهاني دوم مقايسه كنند. «كن اينويه» از اتحاديه شهروندان آمريكايي ژاپني تبار گفت: دستگيري اين افراد بر اساس قوميت شان و بدون توجه به سابقه كيفري انجام مي گيرد.
103914.jpg
در اين طومار آمده است: در مقابل اين تبعيض تاريخي
در حاشيه نخواهيم نشست.
«صبيحه خان» از شوراي روابط اسلام ـ آمريكا نيز گفت: به نظر مي رسد كه مسلمانان در آمريكا گناهكارند، مگر اين كه خلافش اثبات شود! همچنين ولكيا مدافع بازداشت شدگان با مقامات اداره مهاجرت ملاقات كردند تا شكايت خود را درباره بدرفتاري با موكلانشان مطرح سازند. «پاتريك آشوري» وكيل ايراني تبار گفت: دستگير شدگان مورد اذيت و آزار جسماني قرار گرفته بودند و به برخي از آنها كه بيماري داشتند، اجازه داده نشده از دارو استفاده كنند.
از سويي، اداره مهاجرت آمريكا ادعا كرد: ۹۵ درصد ايرانيان بازداشت شده با قرار وثيقه آزاد شده اند و رسيدگي سريع به وضعيت پنج درصد ديگر هم در دستور كار قرار دارد. رئيس كميته ويژه شوراي آمريكايي ـ ايراني حزب جمهوريخواه به راديو آمريكا گفت: طبق اعلام اداره مهاجرت تأخير در رسيدگي به امور ايرانيان بازداشت شده، به دليل تراكم كار و ناكافي بودن زمان بوده است.
وي گفت: شوراي آمريكايي ـ ايراني حزب جمهوريخواه پس از شروع اين بازداشتها، كميته اي تشكيل داده است و با كمك عده اي از نمايندگان منتخب ايالت كاليفرنيا در مجلس نمايندگان آمريكا، اين مسأله را دنبال مي كند.
وي افزود: شورا نامه اي براي «جان اشكرافت» دادستان كل و وزير دادگستري آمريكا، ارسال و درخواست كرده است كه دستور سريع رسيدگي براي حل مشكلات ايرانيان بازداشت شده صادر شود.
۱+۲۰۰۲
تضعيف دولت ـ ملتها
گروه بين الملل: مريم جهان پناه: روزنامه ايران قصد دارد با نزديك شدن به روزهاي پاياني سال۲۰۰۲ميلادي، به بررسي تحولات اين سال بپردازد. به همين منظور از صاحبنظران و كارشناسان درباره رخدادهاي سال۲۰۰۲ميلادي و تحولاتي كه در سال۲۰۰۳ ميلادي پيش خواهد آمد، نظرخواهي كرده ايم. گفت وگوي ما را با دكتر «محمد سلطاني فر»، استاد دانشگاه و مديرمسؤول روزنامه «ايران نيوز» بخوانيد:
تحولات سال۲۰۰۲
تحولات عمده اي كه روي دادند، حول محور تغيير ديپلماسي جهاني بوده اند. آغاز سال،۲۰۰۲ آغاز برتري قوانين بين الملل بر قوانين داخلي كشورها بود، به اين معني كه حكومتها به دليل داشتن مرزهاي جغرافيايي، حق هرگونه برخورد سياسي يا اجتماعي را با شهروندان خود، خارج از روابط بين المللي ندارند. از طرفي، انسان علاوه بر اينكه عضو جامعه مربوط به خودش هست، ديگر منزوي از دنياي بين الملل زندگي نمي كند وعضوي از جامعه جهاني نيز به شمار مي رود و از همان حقوقي برخوردار است كه اعضاي ديگر ممالك از آن برخوردارند، اين همان معناي جهاني شدن است و انسان عضو جامعه جهاني در ابتدا تعلق به جامعه جهاني و سپس به جهت تعيين هويت خود، تعلق به اجتماع كوچكتري دارد كه شهروند آن محسوب مي شود. حركت عملي اي كه در ابتداي سال۲۰۰۲ميلادي آغاز شد، شاهدي بر اين ادعا است. يعني حكومت طالبان حق نداشت به دليل حاكم بودن بر سرزمين افغانستان، با مردم خود هر آنچه مي خواست بكند و ديديم كه نيروي بين الملل و جامعه بين الملل، در ابتداي سال۲۰۰۲ميلادي چنين حقي را به طالبان نداد. در پايان سال۲۰۰۲ميلادي نيز، نمونه ديگري از اين روند عملي را شاهد هستيم، بدين معني كه حكومت صدام حسين، ديگر حق ندارد به دلايل واهي، آنچه كه در گذشته انجام مي داد، با مردم خود انجام دهد وجامعه جهاني اين بار تصميم دارد سرنوشت صدام را با سرنوشت طالبان گره بزند و اين مهمترين مطلبي است كه در پايان سال۲۰۰۲ميلادي در حال وقوع است.
پيش بيني سال۲۰۰۳
به نظر من، سال۲۰۰۳ميلادي تداوم همين مسير است، يعني آزمايشهاي انجام شده در افغانستان و عراق، چنانچه باموفقيت دنبال شود، احتمال دارد، در ديگر مناطق نيز دنبال شود و ساختار سياسي جامعه بين الملل را دچار تغييرات عمده كند. اين به معناي ضعيف شدن دولت ــ ملتها وحركت به سمت جامعه جهاني است كه چنانچه به دلخواه صورت نگيرد، با استفاده از ابزار زور بين الملل، محقق خواهد شد.
چاوز از گاردملي كمك گرفت
103905.jpg
«هوگو چاوز» رئيس جمهوري ونزوئلا به منظور كنترل مجدد صنعت نفت كه مدتي است كارگران اعتصاب كننده آن را دراختيار دارند، دريك اقدام تازه، مبادرت به اعزام دوفروند نفتكش حامل بنزين به وسيله «سربازان گاردملي» به مناطق مختلف كشور كرد.
به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اينترنتي شبكه تلويزيوني «سي.ان.ان» درپي اعتصاب كارگران صنعت نفت ونزوئلا دراوايل ماه جاري ميلادي، توليد بنزين دراين كشور تقريباً متوقف شده است.
وزير انرژي ونزوئلا گفت كه ارتش يكي از دومحموله نفت را به «پورتولاكروز» درشرق ونزوئلا و ديگري را به نزديكي «پونتافيگو» درسواحل غربي اين كشور براي مصارف داخلي هدايت كردند.
وي افزود: از اين پس، نفتكشهاي بيشتري نيز به مناطق مختلف كشور فرستاده خواهندشد.
كمبود بنزين در ونزوئلا روزبه روز بيشتر احساس مي شود و رانندگان وسايل نقليه موتوري، براي تأمين بنزين موردنياز خود، ناگزيرند گاهي اوقات بيش از ۲۴ساعت درصف هاي چندكيلومتري بنزين معطل بمانند.
كاهش بنزين، تأثير كاملاً محسوسي در كمياب شدن بسياري از كالاهاي مصرفي مورد نياز مردم دربازار و افزايش قيمتها داشته است.
دولت ونزوئلا ماه گذشته از دولت كلمبيا خواست، براي تأمين اقلام موردنياز به آن كشور كمك كند.
نگاه
پيام ويژه
صدام حسين چند روز پيش در يك پيام مكتوب كه از زبان «محمد سعيد الصحاف» وزير اطلاع رساني عراق قرائت شد، ضمن مخاطب قرار دادن مردم كويت، مطالبي را ابراز داشت كه به ظن بسياري از ناظران سياسي، سياست شمشير و سپر را به ذهن تداعي مي نمود. وي در بخشهايي از اين پيام، به صراحت، حمله به كويت را با الفاظي رياكارانه مورد توجيه قرار داد و در نهايت درماندگي سياسي، از آنچه بر اثر حمله بر كويت روي داد، ابراز تأسف كرد. البته درك اين مطلب كه چه شرايطي باعث شده است صدام حسين دست به چنين اقدامي بزند، چندان دشوار نيست. وي كه چندي قبل نيز به مناسبتي از پيروزي در جنگ ايران و عراق و به زعم خود «قادسيه دوم» سخن گفته بود و به نوعي، سرخوردگي ناشي از شكست خود را در لفافه عبارات ناسيوناليستي سرپوش گذاشته بود، اين بار نيز با تكرار ادعاي گذشته، بارها در پيام خود به واژه امت در مقابل ملت تأكيد ورزيد تا به نحوي عربيت را به عنوان موضوع عام در ديالوگ خود مدخليت بخشد. غافل از اينكه باور اين مطالب براي جهان عرب صرف نظر از ميزان مشروعيت بيان كننده آن، بسيار دير شده است.
در اين ميان، نكته مهمي كه در اين پيام وجود داشت، حمله به مسؤولان كويتي و درخواست اتحاد مردم كويت با عراق جهت بيرون راندن بيگانگان از خاك خود بود كه با توجه به زمان آن، بسيار شگفتي ساز است. صدام حسين كه احتمالاً از منظر يك رهبر عالي عرب (دست كم به زعم خود) چنين پيامي را صادر كرده بود، يقيناً با هوش تر از اين است كه تأثير چنين مطالبي را حداقل در سياست خارجي كشور خود به خصوص تحريك مردم يك كشور همسايه در نظر نگرفته باشد كه اين موضوع مي تواند بيانگر عمق فشاري باشد كه رژيم حاكم بر عراق در اين روزها تحمل مي كند.
بدون شك، در فضاي كنوني كه عراق به شدت از سوي آمريكا تحت فشار قرار دارد، طرح چنين مطالبي هر چند كه به زعم صدام، پاسخ به دخالت كويت در امور داخلي عراق بوده است، اما صرف نظر از زمان نامناسب آن، يك نكته مهم در اين پيام مد نظر قرار نگرفته و آن عدم توجه به ماهيت سياسي حكومتهاي عربي است. به عبارتي، شيخ نشين هاي عربي در چنين مواردي آنقدر انسجام عمل دارند كه چنين مطالبي را نوعي تهديد سياسي مشترك براي آينده خود تلقي كنند و همگرايي منطقه اي در قبال حوادث آينده عراق نزديكترين گمان در اين رابطه است. لذا تفكيك قائل شدن صدام ميان ملت و دولت كويت و تحريك آنها موضوعي است كه تبعات آن به مراتب فراتر از دستاورديست كه صدام در جست وجوي آن است و خود به تنهايي مي تواند تبديل به يك اتهام ديگر عليه عراق دست كم از سوي آمريكا شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |