دوشنبه ۲ دي ۱۳۸۱ - ۱۸ شوال ۱۴۲۳
Mon, Dec 23, 2002
تاريخ
شماره ۲۳۳۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
تاريخ كهن و جمعيت زياد نداريم اما
آنچه در پي مي آيد، چكيده اي است از سخنراني آقاي «جارنو پلتونن» رئيس سابق موزه ملي فنلاند و كارشناس ارشد موزه هاي اين كشور كه در تاريخ بيست وپنجم آذرماه سال جاري در محل كاخ ـ موزه نياوران ايراد شده است.
تاريخ كهن و جمعيت زياد نداريم اما
۱۰۰۰ موزه
داريم!
آنچه در پي مي آيد، چكيده اي است از سخنراني آقاي «جارنو پلتونن» رئيس سابق موزه ملي فنلاند و كارشناس ارشد موزه هاي اين كشور كه در تاريخ بيست وپنجم آذرماه سال جاري در محل كاخ ـ موزه نياوران ايراد شده است.
103881.jpg
فنلاند شمالي ترين كشور دنياست كه حدود ۷۰ درصد از مساحتش را جنگلها و ۱۰ درصد را درياچه ها تشكيل مي دهند. جمعيت آن اندك و نزديك به ۵ ميليون است. فنلاند سابقه تاريخي ايران را ندارد و ساكنان آن تنها در سال ۵۰۰ پيش از ميلاد بود كه با برنز آشنا شدند و ساخت اشياء مفرغي را آغاز كردند. [اين دوره مقارن باتأسيس سلسله هخامنشيان به عنوان بزرگترين امپراتوري ديرپاي دنياي باستان در ايران است] ورود مسيحيت به فنلاند درفاصله سالهاي ۱۰۰۰ تا ۱۱۰۰ ميلادي رخ داد و در سال ۱۸۰۹ طي جنگهاي ناپلئوني تحت نفوذ و سيطره روسها قرارگرفت. هلسينكي پايتخت آن در همين دوره به سبك شهر سن پترزبورگ پايتخت روسيه تزاري بنا شد. صنعتي شدن فنلاند از حدود سالهاي ۶۰ ـ ۱۸۵۰ آغاز شد و حس مليت از ابتداي سده بيستم در ميان مردم آن شكل گرفت.
تأسيس نخستين موزه ها
موزه براي ايجاد و تشخيص هويت فنلاند نقش مهمي را بازي كرده است؛ چه آن كه فنلاند به مدت طولاني تحت نفوذ و فشار روسها بود و نمي توانست هويت ملي خود را شكل دهد. نخستين موزه كه تأسيس آن در سال ۱۸۸۰ آغاز شد، خارج از اين قاعده و تحت تأثير ليبراليسم بود و مي كوشيد تا هويت فنلاندي را از فرهنگ روسي متمايز كند. اين موزه كه «موزه هنرهاي زيبا» نام داشت، درواقع يك مجتمع بود كه هم هنركنده هنرهاي زيبا و هم مركزي براي معرفي و توليد صنايع دستي به شمار مي آمد. بانيان و متوليان موزه متوجه بودند كه در كنار معرفي آثار گذشته بايد تقاضا براي خريد آثار هنري را بالا برد و در عين حال براي آفرينش آثار جديد به مردم آموزش داد و زمينه را براي صدور آثار هنري و صنايع دستي به خارج از كشور فراهم آورد. از اين راه مي شد هويت فنلاندي را به ساير ملتها معرفي كرد.
ساختمان موزه هنرهاي زيبا پس از هشت سال در ۱۸۸۸ افتتاح شد و نخستين ساختماني بود كه روشنايي خود را از نيروي برق مي گرفت. موزه براي آن كه امكان بازديد كارگران را فراهم كند، برخي روزها تا ديروقت باز بود و بعضي اوقات بازديدكنندگان را به طور رايگان مي پذيرفت.
در اين دوره حس ملي گرايي در ميان فنلاندي ها رشد كرده بود و در پي تأسيس موزه هنرهاي زيبا موزه ملي هم گشايش يافت. نيز نقوش و سبكهاي هنري و صنعتي دوره هاي گذشته گردآوري شد و در خلق آثار جديد مورد استفاده قرارگرفت. اين اشيا بعدها در نمايشگاه پاريس ۱۹۰۰ به نمايش درآمد.
پس از سال ۱۹۰۰ ميلادي ساختن موزه هاي خصوصي رونق گرفت و برخي آثار جمع آوري شده قديمي به تملك شهرداريهاي محلي درآمد. در ۱۹۲۳ اتحاديه موزه هاي فنلاند به وجود آمد اما جنگ جهاني دوم مانع از رشد موزه ها شد.
نوسازي موزه ها
پس از پايان جنگ و از سال ۱۹۶۰ به بعد موزه ها رشد خود را از سر گرفتند و فعاليتهاي مربوط به ميراث فرهنگي آغاز شد. قوانيني براي حفظ آثار معماري تدوين گرديد و كاوش آثار باستاني در دريا مورد توجه واقع شد. در دهه ۱۹۷۰ تغييراتي در موزه داري به وجود آمد و مستندسازي اشياي قديمي رونق يافت. همچنين موزه ها توجه زيادي به فرهنگ حال و حفظ جنبه هاي مختلف آن نشان دادند. آموزش موزه داري دردستور كار چهار دانشگاه قرارگرفت كه در يكي از آنها موزه داري تا درجه كارشناسي ارشد تدريس مي شد. (اين روند همچنان ادامه دارد)
در دهه ۱۹۸۰ حمايت دولت از موزه ها گسترش پيدا كرد و سياستهاي موزه داري تدوين گرديد. اين سياستها دو هدف عمده را تعقيب مي كردند، يكي ديجيتالي شدن ارائه اطلاعات در موزه ها و قراردادن اطلاعات از طريق رايانه در اختيار كاربران رايانه اي و ديگري افزايش زمان بازديد از موزه ها و ارائه بيشتر خدمات به مردم، خصوصاً شاگردان مدارس.
در سال ۱۹۹۲ قانو ن موزه به تصويب رسيد كه برابر آن موزه ها، به سه گونه هنري، فرهنگ ملي و تاريخ طبيعي تقسيم مي شدند. تأسيس موزه هاي ملي و تخصصي از دستاوردهاي اين قانون بود كه شكل گيري موزه هايي مانند موزه خودرو، جاده، هوايي، صنايع دستي، راه آهن، ورزش، عكاسي، هنرهاي تزئيني، طراحي هاي صنعتي، تأتر و موزه كارگري را از پي آورد.
برنامه هاي جاري
برنامه جديد موزه در فنلاند براي فاصله سالهاي ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ تدوين شده و اكنون در حال اجراست. مهمترين مواد اين برنامه عبارت است از
۱ـ تضمين خدمات موزه ها در سراسر كشور و دسترسي همه مردم به موزه ها
۲ـ احترام موزه ها به اصل چندجانبه بودن اجتماع و تنوع فرهنگي آن
۳ـ توجه موزه ها به فرهنگ فعلي مردم و مستندسازي آن
۴ـ كوشش براي حفظ فرهنگ با همه جوانب آن
۵ـ آشنا ساختن كودكان و جوانان با فرهنگ گذشته و حال فنلاند و فعال ساختن آنها براي حفظ اين فرهنگ
۶ـ ديجيتالي كردن تمام فعاليتهاي موزه اي و تضمين جريان آزاد ارائه خدمات و اطلاعات به پژوهشگران
مردم و موزه ها
در فنلاند بيش از هزارموزه وجود دارد كه اين تعداد با توجه به جمعيت ۵ ميليوني كشور بسيارز ياد است. تعداد ۳۰۰موزه به شكل حرفه اي اداره مي شوند و در سال گذشته بيش از ۱۰۰۰ نمايش حرفه اي داشته اند. امسال يك نظرسنجي عمومي از مردم درباره موزه ها به عمل آمده كه نتايج آن جالب توجه است.
براساس اين نظرسنجي بيشتر بازديدكنندگان موزه ها را افراد تحصيلكرده سطح بالا تشكيل مي دهند. دانش آموزان و بازنشستگان نيز در رتبه هاي بعدي قراردارند. مردها سالي سه بار به موزه مي روند اما تعداد بازديدكنندگان خانم بيشتر است. در هلسينكي بيشتر بازديدكنندگان در رده سني ۴۴ تا ۶۴ سال قرارداشته اند و اكثراً دانش آموخته دانشگاه بوده اند. در رده سني ۱۰ تا ۱۴ سال، ۵۲ درصد پاسخگويان گفته اند كه موزه خيلي آموزنده و ۴۸ درصد اظهار داشته اندخسته كننده است. خانمها در رده سني ۱۵ تا ۲۴ سال بيشتر درخواست نمايشهاي جالب در موزه ها را داشته اند و آقايان در سن زير ۴۰ سال بازگويي داستانها و روايات تاريخي و افزايش امكانات رايانه اي را طلب كرده اند. اكثر كساني كه به موزه ها نمي روند در رده سني ۱۴ تا ۲۴ سال قراردارند. اين گروه يا بيكار بوده اند، يا در مشاغل فني فعاليت داشته اند و يا دانش آموز مدارس بوده اند. عده اي از آنها نداشتن علاقه و عادت را دليل نرفتن به موزه ذكر كرده اند و عده كمتري دليل خاصي را ابراز نداشته اند.
103884.jpg
افقهاي آينده
در چند سال اخير بودجه دولتي موزه ها ثابت بوده و به تازگي كم شده است و از اين رو موزه ها بايد متكي به خود باشند. به ويژه بايد توان رقابت موزه ها با ساير فعاليتهاي تفريحي افزايش يابد. اتحاديه موزه ها در حال برگزاري دوره هاي آموزشي است تا به كاركنان موزه ها استفاده از اينترنت را بياموزد و سطح تخصصي موزه ها را به جايي برساند كه با موزه هاي اروپاي بزرگ هماهنگ شوند. همچنين بايد نظر اروپاييان به موزه هاي فنلاند جلب شود و قيمتها باقيمتهاي اروپايي توان رقابت داشته باشد. اما مهمترين مسأله بازديد دانش آموزان از موزه هاست كه وقت و انرژي زيادي را از كاركنان موزه ها مي گيرد و در عين حال اهميت زيادي دارد. مسؤولان آموزش كشور و متوليان ميراث فرهنگي برنامه اي تدوين كرده اند كه بتوانند اطلاعات تاريخي و فرهنگي بيشتري را در كتابها و برنامه هاي درسي مدارس بگنجانند و آنها رابيش از پيش با ميراث فرهنگي آشنا سازند. نام اين برنامه «بلوط فنلاند» و هدف آن آگاه ساختن شاگردان از فرهنگ گذشته و محيطي است كه در آن زندگي مي كنند. ديدن و فهميدن اشياء و محيط ومعماري وفرهنگ از جمله موضوعاتي است كه طي برنامه بلوط فنلاند در مواد درسي دانش آموزان قرارداده مي شود.
اداره سعدآباد بهترين راه يا ساده ترين راه؟!
مجموعه سعدآباد تهران با وسعتي معادل ۱۱۰ هكتار ۱۸ كاخ را در خود جاي داده است و بزرگترين مجموعه موزه اي ايران به شمار مي رود. اهميت و جذابيت سعدآباد تنها در موزه هاي آن (۱۱ موزه) خلاصه نمي شود، بلكه سعدآباد يكي از خوش آب وهواترين،سرسبزترين و بكرترين مناطق طبيعي شمال تهران است كه جلوه زيباي آن را در كمتر جاي ديگري از شهر مي توان سراغ گرفت.
بدين ترتيب، طبيعي است كه سعدآباد هر ساله پذيراي انبوهي از شهروندان تهراني و غيرتهراني و گردشگران خارجي باشد. طبق آمار موجود، در سال ،۱۳۸۰ مجموعاً ۴۱۶۰۶۱ نفر از سعدآباد بازديد كرده اند كه از اين ميان ۲۳۱۸۲۲ نفر، بازديد كننده ميهمان و عموماً گروههاي دانش آموزي بوده اند. بنابراين فقط ۱۸۴ هزار و ۲۳۹ نفر (روزانه ۵۰۴ نفر) مختارانه و با تهيه بليط به اين مجموعه رفته اند. اين تعداد براي سعدآباد بسيار اندك و حتي ناچيز است و به نظر مي رسد دست كم دو عامل محسوس مانع از اقبال بيشتر مردم به اين مجموعه است.
۱ ـ يكي از عوامل مؤثر در اقبال مردم به موزه يا هر مكان عمومي ديگر، محل قرار گرفتن در بافت شهري و نحوه دسترسي بدان است.
مجموعه سعدآباد داراي درهاي متعددي است كه دست كم دوتاي آنها در اختيار سازمان ميراث فرهنگي است: يكي در ميدان دربند وديگري در زعفرانيه. اولي به سبب واقع شدن در مسير يكي از تفريحگاههاي بزرگ مردم تهران (يعني كوه دربند با تله سيژ و قهوه خانه هايش ) در معرض ديد هزاران رهگذري است كه خصوصاً در روزهاي پنج شنبه و جمعه به دربند مي روند و از اين گذشته با وسايل نقليه عمومي به راحتي قابل دسترسي است. اما درب دوم به عكس، در خيابان هاي فرعي و بسيار خلوت زعفرانيه قرار گرفته؛ به گونه اي كه غير از مراجعان سعدآبادروزانه شايد كمتر از ۵۰ نفر از برابر آن مي گذرند. اين درب همچنين در مسير هيچ يك از خطوط تاكسي، اتوبوس و ميني بوس شهري قرار ندارد واگر كسي فاقد وسيله نقليه شخصي باشد، بايد فاصله ابتداي زعفرانيه در خيابان ولي عصر تا درب مجموعه را با طولي در حدود سه كيلومتر پياده طي كند.
جالب است كه درب ميدان دربند براي ورود و خروج كارمندان مجموعه سعدآباد و درب زعفرانيه براي مراجعه مردم در نظر گرفته شده است!
۲ ـ يازده موزه موجود در سعدآباد در محوطه اي وسيع پراكنده شده اند و گاه ميان برخي از آنها و در ورودي چند كيلومتر فاصله است. بليت همه اين موزه ها تنها در گيشه مقابل در ورودي فروخته مي شود واگر كسي پس از ورود به مجموعه تصميم گرفت علاوه بر موزه هايي كه بليت شان را تهيه كرده، موزه ديگري را هم ببيند، چاره اي جز طي مسيري طولاني و خريد بليت از درب ورودي ندارد. مسؤولان موزه حتي به خود زحمت نداده اند تا در كنار باجه بليت فروشي ـ آنجايي كه نام موزه ها وبهاي بليت هر يك را نوشته اند ـ توضيحي درباره هر موزه ارائه دهند. بنابراين كساني كه براي نخستين بار به سعدآباد مي آيند، فقط از روي حدس و گمان بليت چند موزه را خريداري مي كنند و تازه وقتي وارد مجموعه مي شوند پي مي برند كه فلان موزه هم براي بازديد خوب بوده است! براي مثال بسياري نمي دانند كه موزه «هنر ملل» در زير زمين كاخ ـ موزه «ملت» قرار دارد و به همين علت بليت آن را خريداري نمي كنند. در نتيجه اختلاف ميان بازديدكنندگان سالانه دو موزه كه در يك ساختمان قرار گرفته اند ۱۲۰ هزار و ۸۴۱ نفر است! در حالي كه اگر علاوه بر در ورودي ، در مدخل هر موزه و يا حداقل در چند جاي ديگر از محوطه بليت فروخته مي شد،تعداد بازديدكنندگان برخي موزه ها چند برابر تعداد كنوني بود.
با اين وصف گويا مسؤولان مجموعه سعدآباد در اداره اين مجموعه به جاي «بهترين راه» ، «ساده ترين راه» را انتخاب كرده اند!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |