بحرانهاي كارگري در چند سال اخير را يكي از پرتنش ترين بحرانهاي اقتصادي كشور دانستند.تقريباً يك روز در هفته خبر برخي از روزنامه ها و يا خروجي تلكس هاي خبري به تظاهرات و يا اعتراض كارگران واحدهاي توليدي كه از دريافت چندين ماه حقوق مرحوم مانده ا ند اختصاص دارد. در كنار اين رويداد هم اگر عدم استفاده از ظرفيت هاي خالي كارخانجات توليدي گنجانده شود، آن موقع شنونده يا خواننده مطلب خيال مي كند، صنعت ايران با بحران گسترده اي روبرو است كه هر لحظه امكان فروپاشي آن مي رود. اما حقيقت امر چيست؟ در اين ارتباط، اسحاق جهانگيري وزير صنايع ومعادن به پرسش خبرنگاران پاسخ داده است. روز شنبه، بخش اول گفت وگوي صريح ما با وزير صنايع و معادن را خوانديد، امروز بخش دوم و پاياني آن از نظر شما مي گذرد.
•••
| الآن ما در مقطع اصلاحات هستيم و وزارت صنايع عزم خود را براي اصلاحات جزم كرده است. تغيير نگرش در واردات تا چه حد مؤثر است؟
* اگر واردات به اين سياستي كه مي خواهيم انجام دهيم كمك كند كه در واقع خودروسازي ما ارتقا پيدا كند و به يك خودروسازي در اشل جهاني برود. از آن اجتناب نمي كنيم. اما يك زمان است كه واردات مي خواهيم انجام دهيم كه خودروسازي ما را از پا درآورد ما با اين مخالفت مي كنيم.
| اصلاً وارداتي كه خودروسازي را از پا درآورد صورت نمي گيرد.
فرضاً در قانون بودجه سال ۷۸ بود كه ده درصد توليد را گفته بودند وارد شود اما اتفاق نيفتاد. ده درصد كه چيزي نبود.
* ما از ابتداي امسال يكي از سياست هايي كه به دولت پيشنهاد داديم، اين بود كه در حد صادرات خودرو و قطعات، واردات انجام شود.
| اما با چه تعرفه اي؟
* ببينيد تعرفه ها در همه دنيا همين است. شما چند درصد تعرفه در خودرو داريد. مالزي وقتي شروع كرد چند درصد تعرفه گذاشت. تعرفه ها در مورد خودرو اينطور نيست كه مثل تعرفه در مورد كاشي باشد. يا نبايد وارد خودرو شويم يا اگر وارد مي شويم بايد راهي را كه بقيه رفته اند برويم. نبايد امروز خود را با امروز آلمان يا حتي با امروز كره مقايسه كنيم.
| وقتي ما داريم بحث بازار را مطرح مي كنيم بايد يكسري اصول منطقي آن را هم بپذيريم.
* حالا من براي اطلاع شما بگويم كه چين كه عضوسازمان تجارت جهاني است. در خودرو تعرفه آن از ۱۲۰ درصد شروع شده تا ۳۶۰ درصد. ژاپن براي ورود خودرو يك بندر اختصاص داده است. مگر در آن يك بندر چند خودرو مي شود وارد كرد. الآن وقتي رئيس جمهور آمريكا به ژاپن مي رود مهمترين بحثي كه مي كند راجع به اين است كه چند خودرو قرار است به آمريكا وارد شود، با چه تعرفه اي! اينطور نيست كه در خودرو ما فكر كنيم همه مي آيند مي گويند؛ بيست درصد تعرفه وارد كن. بله يكسري از كشورها هستند اصلاً وارد صنعت خودرو نشده اند. وقتي نشده اندهم ديگر دليلي ندارد اين كار را بكنند يك تعرفه هم گذا شتند مي گويند با اين تعرفه بيائيد. ما وارد صنعت خودرو شده ايم. الآن هم به يك راه نيمه تمام خوبي رسيده ايم. يعني اين راه يك راه قابل دفاع است. اينطور نيست كه ما همه دستاوردهايمان را به خاطر اينكه فكر مي كنيم يك جاي ديگر يك اتفاقي مي افتد از بين ببريم. به يك راهي رسيديم. راه خوبي است بايد همه با هم كمك كنند آنقدر هم بايد حميت ملي وجود داشته باشد كه اين راه نيمه تمام تكميل شود.
| برنامه زمان بندي تان چيست؟
* ما اميد وار هستيم كه امسال بتوانيم با اين كمپاني هاي بزرگ مذاكراتمان رانهايي كنيم.
|منظورم براي واردات است؟
* ما خيلي نبايد دنبال واردات باشيم. ديگران بايد دنبال آن باشند. يك زمان مي گويند وزارت صنايع مانع است خوب اين يك دستگاهي مي شود در كنار همه دستگاه هاي ديگر كشور. وزارت صنايع كه آنقدر قدرتمند نيست.
| اما سياست ها را تدوين كرده ايد؟
* ما يك سياستي تدوين كرده ايم . اتفاقاً اين مهم است كه ما به عنوان وزارت صنايع آمده ايم يك سياست راجع به واردات اعلام كرده ايم. حالا ديگران مي گويند اين كم است. مي گويند سه برابر كنيم. تعرفه ها مي گويند اضافه است بيائيد كم كنيم. اينطور نيست كه يك عده در يك فضاي خلأ نقش دارند.
| اين را از كي اعلام كرديد؟
* ما اين را در ابتداي امسال به دولت فرستاديم. دولت بايد تصويب كند. البته شما بايد بدانيد كه راجع به خودرو فقط يك جا مي تواند تصميم بگيرد. واردات ۲۰ هزار خودرو . ده درصد خودرو. پنجاه هزار خودرو حداقل معناي آن اين است كه يك ميليارد دلار بايد از كشور بيرون برود، جنس بيايد. لذا وقتي اين بحث مي شود خيلي جاها روي آن حساسيت نشان مي دهند.
| و خيلي جاها دنبال آن مي افتند؟
* بله خيلي جاها هم دنبال آن مي افتند كه از اين امتياز استفاده كنند. لذا حساسيت در تصميم گيري آن بايد دقيق باشد. به همين دليل هم وقتي مي خواهند تصميم گيري كنند بايد يك عزم عمومي روي آن وجود داشته باشد.
| شما دستاوردهاي سياست هاي حداقل چند سال گذشته را در بخش خودرو قابل دفاع مي دانيد.
* بله
|اما من خاطرم هست...
*معني اش اين نيست كه قابل نقد نيست...
| بله. خود شما گفتيد بابت كيفيت خودروهاي داخلي از مردم عذر خواهي مي كنم اين تا چه زماني مي تواند به صرف عذر خواهي باشد.
چون به هر حال حقوق مصرف كننده به حدي رسيده كه خود وزارت صنايع....
* چند تا از خودروهاي ما الآن واقعاً وضع شان در حد بد است.
| مسأله كيفيت فقط نيست. قيمت هم هست. ما به ازاي چه قيمتي اگر ما يك خودرو با كيفيت داريم با قيمت خيلي بالا عرضه مي شود.
* قيمت بالا را قبول دارم. راجع به كيفيت هم تاحد زيادي حل شده، فقط پيكان مي ماند كه يك مشكلات جدي داريم .
| كه آن هم توليدش دارد متوقف مي شود.
* آن را هم ما فكر كرديم كه به نقطه اي رسيده است كه واقعاً نمي شود يك كار ويژه ديگري روي آن انجام داد. به هرحال يك محصولي كه چهل پنجاه سال از تكنولوژي آن مي گذرد هرچقدر هم دوستان ما درايران خودرو زحمت بكشند ۵تا ۱۰درصد ديگر مي توانند اين را اصلاح كنند لذا راهش اين است كه آن را متوقف كنيم.
| وزارت صنايع به اين نكته رسيده. پس چطور واحد به اين نرسيده است؟
* واحد هم رسيده ، من به شماگفتم آقاي غروي پيشنهاد ۸۳ را به من داد. يعني ايشان به عنوان مديرعامل سابق ايران خودرو اين پيشنهاد را آورده بود، سازمان گسترش هم كه موافق بود . الآن همه اينها قبول دارند.
| اما من خاطرم هست خودشان گفتند تا زماني كه مشتري براي پيكان باشد توليد مي كنيم.
* از نظر اقتصادي معنايش اين است . به همين دليل من گفتم ما حتماً براي اينكه آن مشتري كه خودروي ۶ميليون توماني مي خواهد بايد خودرويي در حد اين قيمت توليد شود.
| جناب وزير مسأله مهمي كه درجامعه ما مطرح است خالي بودن ظرفيت كارخانه ها و ورشكستگي تعداد ديگري از آنها است. الآن چنددرصد از واحدهاي توليدي ما به ورشكستگي منجر شده اند وكارگران آنها نتوانسته اند حداقل حقوق دوماهه خود را دريافت كنند؟
* از نظر درصد، اگر بخواهيم بگوييم درصد خيلي پاييني از كارخانه هاي ما در مقابل كارخانجات دنيا ورشكسته اند. علت آن هم اين است كه زماني به بررسي كارخانجات مشكل دار مي پردازيم ، معمولاً آنها را مي شماريم. ماكزيمم آن هم زماني بود وزارت كار گزارش داده بود حدود ۲۰۰كارخانه از لحاظ پرداخت حقوق مشكل دار هستند و يا كلاً وزارت اطلاعات گزارش داده بود كه تنش كارگري كه پيش آمده حول وحوش ۳۰۰واحد توليدي در سراسر كشور است . اين در كشوري است كه حداقل ۶۰هزارواحد با اخذ مجوز از وزارت صنايع مشغول توليد هستند كه از لحاظ آماري واحدهاي مشكل دار نسبت به آنها خيلي رقم قابل توجهي نيست. ولي خوب يك عدد آن هم مشكل است وبايد به آن حساسيت نشان دهيم . ما بايد يك اصلي را در اقتصادمان بپذيريم كه كارخانه هم مي تواند ورشكست شود و وقتي ورشكست هم شد مي تواند عمر آن تمام شود. اين در پارامترهاي اقتصادي ما ظاهراً هنوز يك جوري مورد قبول واقع نشده است.
| خوب شايد به اين خاطراست كه اقتصاد ما دولتي است !
* حتي خصوصي آنها هم همين طور است . فرض كنيد در بخش خصوصي يك روز شروع مي كند وبالاخره يك روز به هردليل كه ممكن است اين دليل به اين خاطر باشد كه محصولي كه توليدمي كرده ديگر در بازار مشتري ندارد . ممكن است به دليل آنكه به موقع كارخانه اش را نوسازي نكرده، قيمت تمام شده محصول آن بالا رفته ومردم ديگر حاضر نيستند آن را بخرند، ممكن است ساختارهاي نيروي انساني ـ مالي ـ آموزشي خود را اصلاح مي كرده ، كه حالا انجام نداده است . دهها مشكل طبيعي كه يك بنگاه بايد بطور طبيعي انجام مي داده كه نداده، يا دولت سياست هايي را اتخاذ كرد مانند منع اخراج كارگر از بنگاه ، خوب اين براي كارفرما سخت است . در دنيا هم بطور مكرر شما در مطبوعات نوشته ايد كه در آلمان، عربستان ، آمريكا اين تعداد كارخانه ورشكست شده است . ورشكستگي موضوعي است كه به هرحال وجود دارد. به همين دليل هم در قوانين ديده مي شود. در قانون تجارت ماده ۱۴۱ قيد شده است كه اگر بنگاهي ورشكست شد اينگونه عمل شود. اموال آن چگونه فروش رود، حق و حقوق كارگران چگونه پرداخت شود، چه افرادي طلبكاران ممتاز هستند. ما مي خواهيم هركارخانه اي حتي اگر محصول آن نامرغوب است ، قيمت آن بالاست. و مي خواهيم آن را به هرترتيب كه شده سرپا نگه داريم. اين خوب نيست. ما با آن موافق نيستيم. به همين دليل هم زماني كه بحث نوسازي صنايع را مطرح كرديم ، پذيرفتيم كه واحدهاي نساجي اگر اين چارچوبي كه در قانون نساجي گفته شده اجرا كنند. اگر اصلاح كردند، كه كردند در غيراين صورت خودشان بروند مشكلات خودشان را حل كنند. مسائل خودشان را گردن دولت نيندازند. طبق قوانين داده شده بروز مسائل شان را حل كنند. حال ممكن است اين دولتي باشد يا نيمه دولتي. اتفاقاًوقتي در واحدهاي نساجي بررسي مي كنيم، مي بينيم تعداد زيادي مال بانكهاست ، تعدادي مال بنيادهاست . تعدادي مال سازمان صنايع ملي بود، تعدادي هم مال بخش خصوصي است . ما ۷۵ واحد نساجي را به عنوان اولويت اولمان گرفتيم وگفتيم اينهارا در مرحله اول تعيين تكليف بكنيم. خب بعضي ها آمدند گفتند ما با اين شرايط مي توانيم اينها را نوسازي كنيم . طرح تهيه كردند . طرحهايشان را اول در وزارت صنايع عرضه كردند، كارشناسان ما بررسي كردند، ما به بانكها هم گفتيم شما الزامي از طرف ما نداريد كه حتماً اين طرحها را قبول كنيد، اما شما يك الزام داريد كه سريع تعيين تكليف كنيد يا بگوييد اين طرح اقتصادي است وبه آن وام دهيد يا بگوييد اقتصادي نيست و وام نمي دهيم. تكليف سرمايه گذار و دولت روشن باشد لذا بخش عمده اي از صنايع اين طور است در مورد بقيه رشته ها هم با يك مثال توضيح مي دهم. در ذهنم هست واحدي در اصفهان تلويزيون سياه و سفيد ۱۴اينچ توليد مي كرد. الآن كسي تلويزيون سياه و سفيد ۱۴اينچ نمي خرد در روستاها هم تلويزيون رنگي دارند. اين حاضر نشد اين خط توليدش را هم اصلاح كند ، خوب ، حالا حق وحقوق كارگرش را پرداخت نكرده،كارگران مشكل دارند و دارد به هرحال براي شهر هم مشكل درست مي شود.
ما فكرمي كنيم بايد راجع به برخي كارخانه هاي اين چنيني هم فكري كرد. يك بخشي هم بحث ظرفيت هاست. ظرفيت ها در بخش صنعت الان داريم بازنگري مي كنيم كه ببينيم ظرفيت هاي واقعي چقدر است. در مقطعي براساس ظرفيت، ارز سهميه بندي مي دادند. براساس ظرفيت، مواد اوليه سهميه بندي مي دادند مثلاً مس مواد اوليه اش كنترل شده بود و ظرفيت كارخانه هر چه بوده مثلاً ۲۰ درصد آن را مواد اوليه مي داديم. خب همه سعي مي كردند بگويند ظرفيت ما اين است و آن ظرفيت ما…
| آماري كه الان دارد اعلام مي شود كه ۵۰ يا ۶۰ درصد ظرفيت ها خالي است به اين مسأله برمي گردد؟
* بله. يك بخشي از آن اين است. ما يك كاري كرديم با دوستان كه ببينيم در طول ۵ سال گذشته و در رشته هاي مختلف كه بالاترين ظرفيتي كه اين واحد نوعي كاركرده چقدر بوده است. اگر اين كارخانه از آن ظرفيت خود خيلي پايين است، معني آن اين است كه بالاخره به يك عددي رسيده و الان نمي رسد. خوب، اين فاصله را بايد قبول كنيم. در غير اين صورت ظرفيت آنها را بايد اصلاح كنيم. بايد ماشين آلات و كاتالوگ هاي دستگاهها را بررسي كنيم. ولي به هر حال اين يك موضوعي است كه به طور جدي داريم به آن مي پردازيم. براساس يك برآوردي كه شده در سال ۱۳۸۰ واحدهاي توليدي ما به طور متوسط با ۶۷ درصد ظرفيت خود كار مي كردند. خودمان درواقع فشارمان هم اين بود در بحث اشتغال مي گفتيم، اگر موفق شويم اين ۶۷ درصد را به ۷۲ـ۷۱ درصد برسانيم هم از نظر اشتغال تأثير جدي خواهد داشت و هم به جهت توليد مهم و مؤثر خواهد بود لذا اين را دنبال كرديم و مي كنيم بالاخره يكي از راهكارها اين است. براي اين كه ظرفيت بتواند واقعي شود بايد تقاضا در داخل به وجود بياوريم. فرض كنيد يكي از راههايي كه تقاضا به وجود مي آورد، به اعتقاد ما اين است كه بايد كالاهايي كه از مسير غيرواقعي وارد مي شود را جلويش گرفت. يعني قاچاق مهمترين موضوع وزارت صنايع بوده كه فكر مي كرديم و مي كنيم اگر جلويش گرفته نشود، ضربه كاري به صنعت مي زند. البته مواضع سران كشور هميشه خوب بوده اما در عمل هنوز چيز مهمي براي ما پيش نيامده و هنوز هم قاچاق هست. يا اينكه با بانك مركزي يك مذاكره كرديم توافق كرديم براي اولين بار بعد از دوره اي بانك مركزي اعلام كرد به كالاهاي بادوام وام خريد مي دهد كه اگر مردم قدرت خريدشان كم شده، وام بگيرند و كالاي با دوام بخرند. مثلاً در خانه اي يخچالي هست مال ۳۰ سال قبل. اين نمي تواند ادامه پيدا كند و بالاخره بايد يك طوري به خانواده كمك كرد تا بتواند آن را تغيير دهد.
|
|
|
| در مورد همين بحث نحوه فعاليت واحدهاي توليدي شما سال گذشته با انتقاد از عملكرد برخي بنگاهها، گفتيد تحت عنوان خيريه، بعضي ها سود كارخانجات را بين خودشان تقسيم كردند و همان جا اعلام كرديد وزارت صنايع در حال بررسي و اصلاح اين مسأله است. تاكنون در اين خصوص چه اقداماتي صورت گرفته است؟
* يكي از بحثهايي كه در مورد نوسازي صنايع مطرح بود اين بود كه بنگاههايي در اختيار خيريه و غيرخيريه فرقي نمي كند (البته خيريه ها راحت تر عمل مي كنند و غيرخيريه ها سخت تر چون خيريه، بنگاه را مي گيرد تا سود كسب كند و هر سال هم مي خواهد ازا ين محل سودي گيرش بيايد تا صرف آن كاري كه فكر كرده بكند) قرار دارد. وقتي ارزيابي بنگاه را براساس نرخ دلار ۷ تومان انجام مي دهيم، فروش و استهلاك آن يك عددي مي شود يك سود غيرواقعي نشان مي دهد مثلاً نشان مي دهد بنگاه ۵ ميلياردتومان سود برده است در حالي كه واقعاً اين ۵ ميليارد تومان سود نيست اين بنگاه بايد تجديد ارزيابي مي شد و ما براساس نرخ امروز هزينه استهلاك برايش مي گرفتيم كه اين هزينه استهلاك صرف نوسازي و جايگزيني كارخانه مي شود لذا هزينه استهلاك كه گرفته شده مخصوصاً در برخي كارخانه هاي قديمي را اگر ببينيد مي فهميد اين پولي نيست كه اصلاً بتوانيد آن را خرج كارخانه بكنيد. سهامدار آن ديگر حاضر نيست پول جديدي بياورد، آن سود غيرواقعي نشان داده مي شده معمولاً هم بين خودشان تقسيم مي كردند و از بنگاه بيرون مي بردند.بنابراين يكي ازسياستهايي كه ما درنوسازي صنايع دنبالش هستيم و برايش لايحه اي مستقل در مجلس داريم، لايحه تجديد ارزيابي است. وقتي به بنگاه مي گفتيم چرا تجديد ارزيابي نمي كني؟ مي گفتند ما اين كارخانه را داشتيم مثلاً A ريال بوده اگر امروز آن را تجديد ارزيابي كنيم چيز ديگري مي شود. طبق قانون اگر به ما معافيت مالياتي ندهيد، مااز محل همين تجديد ارزيابي كه يك كار حسابداري كرديم، نه تنها هيچ پولي گيرمان آمده بلكه بايد ماليات سنگيني هم به دولت پرداخت كنيم لذا اين را به مجلس برديم كه يك بار تجديد ارزيابي از معافيت مالياتي برخوردار شود تا انگيزه اين كار فراهم شود.
| پس از ادغام وزارتخانه هاي «صنايع» و «معادن و فلزات»، بخش معدن كشور به نوعي زيرسايه بخش صنعت قرار گرفت و مهجور ماند. بفرماييد پس از تصويب طرح جلب و حمايت از سرمايه گذاري خارجي و تغيير قانون مالياتها و… به طور كلي شفاف سازي مباني حقوقي سرمايه گذاري، دربخش معدن چه تحركاتي ايجاد شده و الان درچه مرحله اي قرار گرفته ايم؟
* بخش معدن يكي از بخشهايي است كه فعلاً در اقتصاد كشور ما سهمش خيلي پايين است براساس مطالعات زمين شناسي ما، به نظر مي آيد بايد پتانسيل معدني كشور بيش از اينها باشد. ما در همان موقع كه در وزارت معادن و فلزات بوديم يك بررسي داشتيم كه چرا بخش خصوصي به صورت فعال در معادن سرمايه گذاري نمي كند. الان شما فرض كنيد حدود ۲ هزار معدن كشور را وقتي بررسي مي كنيم، مي بينيم بخش قابل توجهي ازاين ها معادن سنگهاي ساختماني است، بخشي معادن سنگهاي تزييني است بخشي معادن آهك و اينها است وقتي به معادن فلزي مي رسيم كه بالاخره معادن باارزش هستند درصدها خيلي كم است و حضور بخش خصوصي هم خيلي كم مي شود. علت هم اين است كه ريسك در معادن براي كسي كه مي خواهد برود و دربخش اكتشاف سرمايه گذاري كند خيلي بالاست.
به هر حال بخشي از ريسكها در قانوني كه سال ۷۷ در مجلس اصلاح كرديم، اصلاح شده كار ديگري هم بايد مي كرديم ايجاد صندوق بيمه سرمايه گذاري دربخش معدن تا اين ريسك ها را پوشش دهد. اين هم سال پيش راه اندازي شد و امسال كارش را رسماً شروع كرد اين براي سرمايه گذاران داخلي و خارجي است. يك نكته ديگر را هم بگويم. درقانون اساسي آمده كه معادن بزرگ دولتي است در قانون قبل گفته شده بود كه هيأتي بنشينند و بگويند معدن بزرگ كدام است. خوب، هيچ سرمايه گذاري نمي آمد! مي گفت من بعد ازاينكه بيايم اكتشاف كنم به يك معدن خوبي برسم، شما يك جمعي هستيد مي گوييد اين معدن بزرگ است بايد آن را به دولت بدهي. ما اين ها را حل كرديم و معادن بزرگ را تعريف كرديم كه بايد چه حجمي از ذخاير را دارا باشند. يك سري موانع را اين طور برطرف كرديم. الان سه چهار تا شركت خارجي كارشان درحال نهايي شدن است كه يكي از آنها در زمينه مس با شركت مس ما كار مي كند شركت انگليسي ريوتنتو است. يك شركت آفريقاي جنوبي بود كه در معدن طلاي زرشوران كار مي كرد متأسفانه آنها اعلام كردند ما به ذخيره قابل توجه نرسيديم. چون آنها از شركتهاي بزرگ بودند و از اول گفته بودند اگر به كمتر از ۱۰۰ تن طلا برسيم كار را ادامه نمي دهيم.
حالا هم اعلام كردند آنجا ۵۰ـ۶۰ تن بيشتر طلا ندارد و ادامه نمي دهيم و معدن را به خودمان واگذار كردند تا خودمان تصميم گيري كنيم. طبيعي هم هست. البته ۵۰ ـ۶۰ تن طلا براي ما معدن بزرگي است. الان معادني كه در موته استخراج مي كنيم، ۷ ـ ۸ تن ذخيره دارد. يا استخراج ذخايري كه اخيراً در اطراف مشهد و نيشابور شروع كرديم، يكي دو تن است.
همين سالها با كاهش قيمت جهاني طلا روبرو شديم و اينها انگيزه را براي سرمايه گذاري جديد از دست دادند. شركت ديگري هم در كردستان روي معدن طلا دارد كار مي كند. به بخش خصوصي خودمان هم اين اطمينان را داديم كه هر كس از بخش خصوصي كه بيايد در معادن مس، سنگ آهن و معادني كه در داخل كشور امكان فراوري اش براي ما وجود دارد، سرمايه گذاري كند، محصولش را به قيمت جهاني خريداري مي كنيم كه ديگر بايد بخش خصوصي جلوبيايد.