دوشنبه ۲ دي ۱۳۸۱ - ۱۸ شوال ۱۴۲۳
Mon, Dec 23, 2002
حوادث
شماره ۲۳۳۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ردپاهاي آشنا
از سوي قاضي جنايي تهران
• اين رأي، پس از بررسي جزئيات فرار دختر ۱۹ ساله اي به نام «مرضيه» صورت گرفت كه مادر و برادران وي قادر نيستند او را وادار به بازگشت به خانه كنند.
شليك مرگبار در پرايد سفيد
گروه حوادث ـ پليس، ماجراي جنايت در پرايد سفيد را كه مردي در آن هدف گلوله قرار گرفته است، تحت تجسس گرفت. اين جنايت زماني فاش شد كه خودروي گشت كلانتري ۱۵۴ تهران، خودروي پرايد سفيدي را ديدند كه به طرز مرموزي در گوشه اي از جاده قديم كرج توقف كرده است. بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۶ عصر روز شنبه ۳۰ آذرماه سال جاري وقتي مأمور گشت پليس از خودرو پياده شد و با رساندن خود به خودروي پرايد سفيد رنگي، خم شد تا داخل خودرو را بررسي كند هنوز ثانيه اي از خيره شدن به داخل پرايد نگذشته بود كه قدمي به عقب برداشت.
مردي كه گلوله اي به سمت چپ پيشاني اش اصابت كرده بود، نيمه جان به سختي نفس مي كشيد، دقايقي بعد هليكوپتر امداد كه گزارش تيراندازي در حوالي سه راهي شهرك قدس ـ قلعه حسن خان ـ و جراحت مرد جواني را دريافت كرده بود با فرودي فوري براي نجات جان سرنشين پرايد، عمليات ويژه اي را در دستور كار قرار دادند.
مرد ۴۰ ساله بود ومدارك هويتي اش نشان مي داد «عبدالرحمن درخشي» نام دارد و از كاركنان يك شركت چاپ صنعتي است، در حالت كما بود كه هليكوپتر امداد در محوطه بيمارستان امام خميني به زمين نشست و پرستاران مرد جوان را به اتاق عمل انتقال دادند. ۱۲۰ دقيقه جراحي سخت از سوي پزشكان بيمارستان نتوانست روزنه اميدي براي نجات جان «عبدالرحمن» باشد و وي پس از ساعت ها دست و پنجه نرم كردن با مرگ، از پاي درآمد.
نقشه زن خارجي قتل شوهرش بود
اصفهان ـ خبرنگار «ايران»: يك زن خارجي كه با همدستي دومرد، همسرش را به قتل رسانده بود در اقدامات تحقيقي پليس اصفهان به دام افتاد.
اين زن كه مقيم ايران است و درشهرستان اصفهان زندگي مي كند روز ۲۵ آبانماه سال جاري با مراجعه به كلانتري ادعاكرد وقتي توسط مردي ربوده شده بود و چهارروز در اسارت بود همسر وي نيز به طرزمرموزي ناپديد شده است. با اين شكايت، پرونده دراختيار زن خارجي قرارگرفت تا به اداره آگاهي اصفهان انتقال يابد.
اما تا ۱۴روز خبري از وي نشد تا اينكه زن جوان با مراجعه به پليس ادعاكرد مردي درتماس تلفني به وي اطلاع داده است شوهرش را به قتل رسانده و دركوره آجرپزي انداخته است.
بنابه اين گزارش؛ كارآگاهان پس از واردعمل شدن براي رديابي عاملان جنايت، ابتدا كوره آجرپزي را بازرسي كردند و وقتي جسدقرباني را كشف كردند با توجه به تناقض گويي هاي زن خارجي، او را مجرم شناختند تا اينكه زن جوان اعتراف كرد با همدستي دومرد از دوستان همسرش، وي را به قتل رسانده اند.
با اين اعترافات، پليس توانست همدستان زن خارجي را در ميبد يزد و يكي از پارك هاي اصفهان دستگيركند كه آنان با صدور قرار قانوني، روانه زندان شدند.
ردپاهاي آشنا
در جنايت خانه شماره ۱۷
103935.jpg
گروه حوادث: پليس ردپاي چند ميهمان جنايتكار را در قتل مرموز يك مرد تنها در شمال تهران به دست آورده است.
اين حادثه روز ۲۹ آذرماه سال جاري در آپارتمان طبقه دوم مجتمع مسكوني شماره ۱۷ منطقه سيدخندان تهران رخ داد و در جريان آن يك مرد ۷۵ ساله كه در گذشته يكي از مديران ارشد شركت حمل ونقل ايران بود، به قتل رسيده است. بنابه اين گزارش؛ ساعت ۱۹ و ۳۰ دقيقه عصر روز ۲۹ آذرماه سال جاري، يك مرد در حالي كه صدايش مي لرزيد، با پليس ۱۱۰ تهران تماس گرفته و آنان را در جريان قتل برادرش قرارداد.
دقايقي بعد اكيپي از مأموران تجسس كلانتري ۱۲۰ سيدخندان كه با هماهنگي هاي پليس ۱۱۰ در جريان حادثه قرارگرفته بودند، به سرعت خود را به آنجا رساندند.
آنان وقتي وارد آپارتمان طبقه دوم شدند، با پيكر خون آلود و بي جان مرد سالخورده اي روبرو شدند كه بر اثر اصابت ضربات كارد به ناحيه گردن و سينه اش به قتل رسيده بود.
مأموران در نخستين مرحله از تحقيقات خود، برادر قرباني جنايت را تحت بازجويي قراردادند. وي در اين باره به پليس گفت: سالها قبل به دنبال سفر برادرزاده هايم به خارج از كشور، برادر ۷۵ساله ام ـ سيدمحمد كاظمي پور ـ و همسرش در دو آپارتمان مستقل، جدا از هم زندگي مي كردند.
اين مرد كه درطبقه سوم همان مجتمع مسكوني ساكن است در ادامه گفت: عصر روز حادثه وقتي قصد داشتم به آپارتمانم بروم، متوجه بازبودن در آپارتمان برادرم شدم. چون او هيچوقت در خانه اش را بازنمي گذاشت و هميشه جانب احتياط را رعايت مي كرد، از اين اتفاق تعجب كردم. بنابراين وارد آنجا شدم، همه جا به هم ريخته بود، احساس كردم بايد حادثه ناگواري رخ داده باشد، وقتي وارد آشپزخانه شدم با پيكر بي جان او روبرو شدم.
باتوجه به اين اطلاعات مأموران پليس تحقيق روي آثار و نشانه هاي موجود در محل جنايت را آغاز كردند.
آنان باتوجه به اينكه هيچ نشانه اي از شكستگي در ورودي آپارتمان ديده نمي شد، دريافتند كه عامل يا عاملان قتل با قرباني جنايت آشنايي داشته و پس از بازشدن در توسط مرد صاحبخانه وارد قتلگاه شده اند.
باتوجه به وجود تكه هاي طناب كه در كنار صندلي داخل آشپزخانه، كارآگاهان احتمال مي دهند، مقتول ابتدا توسط عاملان جنايت به صندلي طناب پيچ شده و سپس با اصابت ضربات كارد به قتل رسيده است.
در ادامه بررسي هاي پليسي، مأموران متوجه شدند، عاملان جنايت پس از ارتكاب به قتل، ابتدا وسايل داخل يخچال آشپزخانه را بيرون ريخته و سعي كرده اند جسد قرباني خود را داخل آن جاسازي كنند ولي به دليل تنومند بودن جثه مقتول موفق به اين كار نشده اند.
آخرين معاينات براي جراحي لاله و لادن انجام شد
103932.jpg
گروه حوادث: بررسي هاي پزشكي براي جداسازي «لاله» و «لادن» با نزديك شدن به ژانويه ۲۰۰۳ ميلادي وارد مراحل پاياني شد.
اين اقدامات تخصصي كه در بيمارستان رافلس سنگاپور صورت مي گيرد، زيرنظر پروفسور والترتان ـ رئيس تيم پزشكي ـ است و وي سعي كرده است با بقيه متخصصان در بيمارستانهاي ديگر سنگاپور مشورت كند.
لوچون يونگ، مدير اجرايي بيمارستان رافلس گفت: اين عمل جراحي بسيار جدي است و بايستي با تكميل تحقيقات و اطمينان پيدا كردن از موفقيت در جداسازي اين دوقلوي به هم چسبيده به اقدام نهايي دست بزنيم.
وي معتقد است «لاله» و «لادن» نياز به ياري داشتند و آنها به درخواست كمك اين دو دختر ايراني شتافته اند.
مدير بيمارستان رافلس با اظهار اميدواري در موفقيت تيم پزشكي جداسازي «لاله» و «لادن» گفت: اميدواريم آنان را جدا كنيم، هرچند به گفته پزشكان بدون خطر نمي توان آنان را جدا كرد و اين عمل ريسك بالايي است.
اما «لاله» و «لادن» ، روحيه بالايي دارند، آنان در جريان آزمايشات اغلب خنده بر لب دارند، در فاصله بين آزمايشات به اطراف گردش كرده و با بيماران حرف مي زنند. از سوي ديگر، ايرانيان مقيم سنگاپور هستند كه در حمايت روحي و عاطفي «لاله» و «لادن» نقش بسزايي دارند، آنان ساعت ها با اين دو خواهر فارسي حرف مي زنند و به آنان دلداري مي دهند
از سوي قاضي جنايي تهران
دختر فراري محكوم به قبولي در كنكور شد
• اين رأي، پس از بررسي جزئيات فرار دختر ۱۹ ساله اي به نام «مرضيه» صورت گرفت كه مادر و برادران وي قادر نيستند او را وادار به بازگشت به خانه كنند.
گروه حوادث: قاضي جنايي دادگستري تهران درحكمي قضايي، يك دختر فراري از خانه را محكوم كرد براي قبولي در كنكور دانشگاه در خانه همكلاسي اش زندگي كند.
اين رأي، پس از بررسي جزئيات فرار دختر ۱۹ ساله اي به نام «مرضيه» صورت گرفت كه مادر و برادران وي قادر نيستند او را وادار به بازگشت به خانه كنند.
بنا به اين گزارش؛ روز ۲۷ آبان ماه سال جاري يك زن با طرح شكايتي در شعبه ۱۶۰۶ مجتمع امور جنايي تهران خواستار رديابي دختر جوان خود و بازگرداندنش به خانه شد. اين زن در تحقيقات اوليه قضايي به قاضي رسول غنيمي گفت: «دخترم از مهرماه سال ۸۰ از خانه امان واقع در خيابان عارف فرار كرده و در اين يك سال هرچند وقت يكبار او را ديده ايم و هرچه اصرار كرده ايم به خانه بازگردد او نمي پذيرد، هميشه نگرانش بوده ايم و نمي دانيم او كجاست؟!»
وي ادامه داد: «مرضيه ۱۹ ساله است و من دلواپس او هستم بعد از چند ماهي پي بردم دخترم در خانه يكي از دوستانش به نام «نفيسه» است و نزد پدر و مادراو زندگي مي كند. با ارجاع اين پرونده به اداره آگاهي تهران، مأموران در تحقيقات ويژه اي دريافتند كه «نفيسه» يكي از دوستان مدرسه اي «مرضيه» است و همراه با او توانسته است ديپلم بگيرد.
بدين ترتيب، پس از شناسايي خانه همكلاسي اين دختر فراري، مأموران آنجا را تحت نظر قرار دادند و توانستند «مرضيه» را وقتي به همراه اعضاي خانواده دوستش در خانه بود، به دادگاه جلب كنند.
اين دختر جوان وقتي در دادگاه روبروي قاضي غنيمي حضور يافت در حالي كه مي گريست گفت: «من از جهنمي كه مادر و برادرانم برايم درست كرده اند فرار كرده ام. وي افزود: وقتي دو ساله بودم پدرم درگذشت و من نزد مادرم بزرگ شدم. با پاي گذاشتن به سن نوجواني احساس كردم محيط خانه ما براي زندگي مناسب نيست. برادرانم به هر كاري دست مي زدند و به مصرف مشروبات الكلي اعتياد داشتند، آنها وقتي حال درست و حسابي اي نداشتند مرا به باد كتك مي گرفتند و اصلاً رحمي دركارشان نبود.
«مرضيه» ادامه داد: عليرغم اينكه مادر و برادرانم به من فشار مي آوردند كه ترك تحصيل كنم با هر زحمتي كه بود خودم را به دبيرستان رساندم و در آنجا بود كه «نفيسه» را شناختم، او خيلي دختر خوبي است و من توانستم با او ارتباطي صميمانه برقرار كنم.
وقتي «نفيسه» پي به ناراحتي هاي خانوادگي من برد خيلي متأثر شد تا اينكه پدر و مادرش را در جريان مسائل من قرار داد و پس از آشنايي آنان با من، شرايطي پيش آمد تا از خانه دل بكنم و به خانه آنها بروم.
اين دختر، افزود: ابتدا به خانه دوستم رفت و آمدي عادي داشتم اما باز از سوي خانواده ام تحت فشار قرار گرفتم تا اينكه وقتي توانستم ديپلم بگيرم براي قبولي در كنكور دانشگاه و قرار گرفتن در شرايط روحي خوب از خانه فرار كردم و به خانه «نفيسه» رفتم.
وي افزود: در مدتي كه خانه اين دوستم هستم با دو برادر كوچك و پدر و مادرش احساس راحتي پيدا كرده ام.
آنها هم من را به عنوان عضو خانواده اشان پذيرفته اند و در واقع من دختر خوانده اين خانواده شده ام و پدر مهربان نفيسه همه هزينه هايم را تقبل كرده است و من در محيط خانه آنها احساس آرامش مي كنم.
وي در پايان گفت: «آقاي قاضي! اگر مادر و برادرانم سراغ من آمده اند آن هم پس از يك سال بي خبري علت دارد و آن ارثي است كه از خانه پدري به من رسيده است، سه دانگ از خانه به نام من است و خانواده ام دندان تيز كرده اند با جذب من نزد خود، اين ارثيه را تصاحب كنند.
پس از ادعاهاي «مرضيه» ، خانواده دوست وي نيز با تأييد آن گفتند كه حاضرند اين دختر را تا موفقيت در كنكور و به دست آوردن شرايطي براي زندگي بهتر در جمع خانواده اشان بپذيرند. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، قاضي غنيمي پس از روشن شدن جزئيات فرار اين دختر، در حكمي قضايي وي را به زندگي در خانه دوستش «نفيسه» محكوم كرد تا شهريورماه سال آينده بتواند راهي دانشگاه شود. در اين حكم آمده است كه «مرضيه» بعد از پايان دوران محكوميت در صورت موفقيت يا عدم موفقيت در كنكور مي تواند با اخذ گواهي رشد، خود براي آينده اش تصميم گيري كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |