|
گفت وگو با «منوچهر معتبر» ، طراح و نقاش
|
|
|
|
ويترين نشريات
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
احمدمسجدجامعي:
|
|
|
|
داور دوسالانه نقاشي جهان اسلام و استاد دانشگاه اتريش:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گفت وگو با «منوچهر معتبر» ، طراح و نقاش
هنرمند از خودش زاده مي شود!
|
|
|
اشاره گالري «اثر» ميزبان نمايشگاهي از آخرين آثار «منوچهر معتبر » از طراحان نسل دوم هنر مدرن و معاصر ايران است. معتبر از طراحان طراز اول ايران است و در كارهاي او بيش از هر چيزي، خط به چشم مي خورد، كه گردش سريعي دارد و به تركيب بندي هاي محكم و موجزي منجر مي شود. با معتبر به بهانه نمايشگاه اخيرش گفت وگويي انجام داده ايم كه مي خوانيد. | به نظر نمي آيد در اين نمايشگاه نسبت به نمايشگاه قبلي شما گسست خاصي اتفاق افتاده باشد. فكر مي كنم اين كارها در ادامه همان كارهاي پيشين خلق شده اند... * بله اين كارها، ادامه منطقي همان كارهاي قبلي است، اما با نگاهي عميق تر، كه به سمت سادگي هاي بيشتر و ساخت و سازهاي كمتر پيش رفته است، تا تابلو درگير معناهايي شود، بداهه گويي و لحظه هاي خلاقيت نيز در آثار جديد بيشتر به چشم مي خورد. به اينها مي توان شكستن ساختار آثار قبلي را هم افزود. | كارهاي شما ـ لااقل در اين چند نمايشگاه آخر ـ هيچ وقت به ورطه مفهوم سازي و مطلق گويي و روايت نمي رسند، اما همواره انگار مي خواهند چيزي بگويند، شايداشارتي به... * اشاره به يك سري فشارهاي اجتماعي است، كه دامنگير همه مردم ماست و من نيز از آن بركنار نيستم. منتها من براي نشان دادن يا عينيت بخشيدن به اين فشارها، به طراحي پناه مي برم و به نگاه خاص خودم. در اين آثار به طور واضح مي توان به غيبت رنگها و تقليل آنها به يك سري خطوط احساسي پي برد. | پس زمينه تمام كارهاي شما را رنگهاي سرد و بي فام و به اصطلاح روحي تشكيل مي دهد و بعد رنگي مي آيد و مسير چشم بيننده را در تابلو مشخص مي كند. حضور اين رنگهاي تند و ثانوي تصادفي است يا خودآگاه؟ * ضرورتي در اين رنگها هست كه يكباره ظاهر مي شوند و بيننده را دعوت به تأمل در آثار مي كنند گذشته از اين، همين رنگها مي توانند نمادي از تضادهاي اجتماعي و احياناً تناقضهايي باشند، كه در جامعه وجود دارد و به چشم من هم مي آيد. | تقسيم بندي هندسي كادر و بعد گرافيكي دادن به كارها هم حتماً براي عمق بخشيدن به كارهاست و ايجاد يك دور آيند رنگي و حسي؟ * من خيلي به مسأله تركيب بندي اهميت مي دهم و دلم مي خواهد وقتي كار تمام مي شود، نه بتوان چيزي بدان اضافه كرد و نه چيزي از آن كاست. حتي براي امضاي خودم هم جا مي گذارم، تا درگير اين تركيب بندي شود. در حين خلق كارها به نو بودن تركيب بندي هاي نيز مي انديشم و حتي الامكان سعي مي كنم با تركيب بندي هاي پيشين ام متفاوت باشد. اين نگاه من به آثار درست مانند نگاه يك نويسنده به داستان كوتاه است، كه به مجرد شروع داستان سعي در به پايان رساندن آن دارد. | كي و كجا تشخيص مي دهيد كه كار شما دقيقاً پايان يافته است؟ * زماني كه احساس كنم ديگر نمي توانم چيزي به كار بيفزايم و چيزي از آن بكاهم يا به عبارتي زماني كه حس كنم حرفم را زده ام و از آن گره روحي آزاد شده ام. نقطه پايان اثر به عبارتي در ذهنم گذاشته مي شود. | و بعد...؟ * انتظار براي اينكه دوباره بارور شوم و براي خلق تابلويي ديگر آماده شوم كه كار اينجا به مراتب مشكل تر مي شود و حساسيت بيشتري برمي انگيزد. | طرحهاي شما همواره بين رنگ و خط و يا در فاصله طراحي فيگوراتيو و آبستره شكل مي گيرد، اما بيشتر عنصر خط و آبستراكسيون در آنها برجسته مي شود. مي خواهم بدانم براي اين كار در ذهن شما تقدم و تأخري هست؟ * گاهي وقتها فقط دليل زيبايي شناسيك دارد و از نگاه كلي من به طراحي سرچشمه مي گيرد. اين كليت شامل خود موضوع طراحي، كيفيت خطها، تناليته تاريك و روشنها، رنگ سايه هاي خاكستري و... مي شود. گاهي وقتها هم به شكلي آگاهانه انجام مي شود و در عين اين آگاهي اما، نظم درست و دقيقي براي به ظهور رساندن ايده به شكلي فيگوراتيو يا آبستره و تفكيك خودآگاهي و ناخودآگاهي وجود ندارد. آنقدر مرزها در طراحي سيال است كه نمي توان همه چيز را به يك نظم منطقي درآورد. | اين ويژگي، اين بي مرزي بين خودآگاه و ناخودآگاه، آيا از همان ابتدا با يك طراح همراه است؟ * در اواسط كار و در گرماگرم خلاقيت است كه اين اتفاق مي افتد. شايد نتوان مرز مشخصي براي آن تعيين كرد، اما درست در لحظات غيرقطعي آميزش و در هم روي خودآگاه و ناخودآگاه يا واقعيت ذهني و واقعيت عيني اين ويژگي به ظهور مي رسد. | خطوط خشك و خشن شما گاهي چنان نرمشي به خود مي گيرد كه مي توان با آن هر ايده اي را طراحي كرد و صورت بخشيد. اين خشونت و اين نرمش ريشه در چه چيزي دارند؟ * اينها همه ممكن است ريشه روحي و رواني داشته باشند. حتي ممكن است كه در شخصيت ظاهري من خلاصه نشده باشند، اما در حين كار و خلق اثر همه به سراغم بيايند و زمينه هاي آزادي مرا فراهم مي كنند. ممكن است بعضي اوقات، براي كشيدن يك خط قاطع، بدون آنكه خودم متوجه باشم، نوك مدادم را بشكنم. اين شايد فقط و فقط براي تأثير گذاشتن بر بيننده و جلب توجه او باشد و نه صرفا ً يك انگيزش شخصي يا شخصيتي. | دليل اين همه پرداختن به سوژه زن، آن هم بي چهره و در حجاب چيست؟ * زن را مي توان مركز ثقل هستي و حيات به حساب آورد. زن خود نماد آفرينش است. به عبارتي زن را مي توان، به انگارش برخي، در كنار هنرمند به عنوان دو عامل اصلي خلاقيت و زايش به حساب آورد. هنرمند از خودش زاده مي شود، زن اما زاده مي شود و مي زاياند. شايد اصلاً اين زايش فيزيكي بوده باشد كه انسان را متوجه خلاقيتهاي ذهني و روحي كرده باشد. در پرده بودن آنها و سياهپوش بودنشان كه بخش اعظمي از جامعه ما را هم تشكيل مي دهند، در ذهن من مترادف نبودن خلاقيت و زايايي است. شايد با آزاد شدن اين انرژي پنهان، خلاقيت هنري هم در اين جامعه سمت و سويي بگيرد. | و در اين بين چرا فقط از رنگهاي اصلي براي آن اشاره هاي ناگزير استفاده مي كنيد؟ * به اين موضوع زياد فكر نمي كنم. بيشتر ضرورت آن پيش مي آيد. شايد يك روانشناس بهتر بتواند اين موضوع را بشكافد و باز كند. با اين همه همچنان عنصر خط برايم مهم است و رنگ حضوري حاشيه اي دارد. | چقدر خود خطوط در راه يافتن شما به فضاهاي تازه مؤثرند و البته پيش از آنكه ذهن شما تصميم بگيرد؟ * وقتي شروع مي كنم، فقط و فقط خط است كه ممكن است در ادامه به سطح يا نهايتا ً به يك حجم تيره تبديل شود. با اين حال اما باز هم خطوط پاك نشده اي در تابلوهايم وجود دارد ، كه همچنان اشاره به آغاز كار و زيربنايي بودن خط دارد. بعد در مجموع باز همين خط است كه كليت كارهايم را مي سازد. | در مورد خطوط هندسي كارهايتان كه به آنها بعد گرافيكي مي دهد، چطور؟ آيا آنها هم خود به وجود مي آيند؟ * من تجربه كار گرافيكي زياد داشته ام. شايد بتوان گفت كه سالها با گرافيك زندگي ام را تأمين كرده ام. همين هم باعث حضور هميشه و همواره آن بوده است. گرافيك هم ـ كه خودتان مي دانيد ـ يعني خط. معمولاً وقتي كسي طراحي مي كند، دارد يك چيزي را تصوير مي كند. زماني كه به رنگ گذاري مشغول مي شود، تصوير به توصيف تبديل مي شود و در حقيقت رنگ گذاشتن يك جور بزك كردن كار به حساب مي آيد. بدين ترتيب وقتي من مي توانم چيزي را با خط بيان كنم، هيچگاه به آذين و تزيين آن نمي پردازم. البته اين يك كمي جنبه شخصي هم دارد و شايد در نگاه ديگران معناي ديگري داشته باشد. من فكر مي كنم بهتر آن است كه توصيف را به خود مخاطب واگذار كنيم. من بيشتر خودم را يك طراح مي دانم تايك نقاش. | و به نظر شما طراحي و نقاشي كجا از هم جدا مي شوند و با هم مرز مي گيرند؟ * به نظر من اينها تفكيك شدني نيست. يك مرز خيلي سيالي دارند. شايد در كل بتوان مرز آنها را با همان «تصوير» و «توصيف» تعيين كرد. به نظر من طراحي هنري بي واسطه است. مثل كاري كه كاريكاتوريستها تنها و تنها با عنصر خط انجام مي دهند. در عين حال تأثير خط خيلي قاطع تر از رنگ است. رنگ حضوري رمانتيك دارد وخط با تمام نرمشي كه دارد، توأم با خشونت و قاطعيت است. | و اما بالاخره فكر مي كنيد هنوز هم مي شود به طراحي به عنوان هنري مستقل نگاه كرد؟ * طراحي نسبتي زيرساختي با هنرهاي تجسمي دارد. قالبي است كه بر هر قالب ديگري غلبه مي يابد و به خاطر همين هم هست كه نمي توان آن را مقدمه نقاشي دانست. به خيلي از آثار خلق شده امروز و نسلهاي اخير كه نگاه كنيد، خلأ آن را مي بينيد.
|
|
|
|
|
ويترين نشريات
* نخستين شماره نافه [دوره جديد] منتشر شد
نخستين شماره ماهنامه نافه [دوره جديد] به سردبيري ناهيد توسلي منتشر شد. دراين شماره مي خوانيد: وداع روايت گر جنوب: احمد محمود / سيروس علي نژاد؛احمد محمود/ بازمانده روزگار جنوب !/محمود معتقدي؛ اسطوره صادق هدايت / گفت وگو با محمد بهارلو / سيامك فكري؛ با يادي از: هوشنگ گلشيري / گفت وگو با حسين سناپور؛ يك بي سرنوشت: ايمر كرتش برنده نوبل ادبي ۲۰۰۲ / برگردان كسرا عنقايي؛ شعر دهه هفتاد: هستند كساني كه…! / مهرداد فلاح؛ تأثير تفكر شريعتي بر جنبش مذهبي و چپ افغانستان / دكتر لطيف پدرام و …
|
|
|
|
|
* صدوسي امين شماره ماهنامه كلك منتشر شد
صدوسي امين شماره ماهنامه كلك به سردبيري محمدجواد خردمند منتشر شد. دراين شماره مي خوانيد: هماي نوبل برسر مجارها/ عليرضا دولتشاهي ؛ رابطه هنر با جامعه / كارل ماركس / اصغر مهدي زادگان؛ كارل وان وختن، لنگستون هيوز و دوستي سازنده براي شعر وهنر / رضا مرادي اسپيلي ؛ اين نسل سوخته/ غلامرضا مرادي ؛ ديوارهاي تيرگي وناچاري / فتح الله بي نياز ؛ شعرهاي بيمارستان / شمس آقاجاني و… همراه با داستان هايي از آ.ماركوشا، سيامك گلشيري ، ابوالقاسم مبرهن وشعرهايي از منصور اوجي ، علي باباچاهي ، علي عبداللهي ، كوروش كرم پور و…
|
|
|
|
|
* يكصدودهمين شماره دنياي تصوير منتشر شد
يكصدو دهمين شماره دنياي تصوير به سردبيري علي معلم منتشر شد. در اين شماره مي خوانيد: آخرين غرش دايناسور؛ سودربرگ و اعتراض عليه سانسور؛ استيومارتين و ترس و دلشوره اسكاري؛ فيلم هاي جديد آخرين قهرمان اكشن !؛ هندي ها عليه سارقين ويديويي ؛ افزايش سود سينما از نوع اسپانيايي!؛ آخرين بازمانده سينماي كره جنوبي ؛ساندويچ اجتماعي با نان سوررئال و محتويات رئال / گفت وگو با بهمن فرمان آرا؛ مكاشفه اي درباره عقده سالينجري!، آه ، ديوار سپيد اسپانيا (لوركا وسينما) ؛ ساعت پنج بود درتاريكي شامگاه (نگاهي به فيلم لوركا ساخته ماركوز زوريناكا) و...
|
|
|
|
|
* صدوهشتادو هشتمين شماره عكس منتشر شد
صدوهشتادو هشتمين شماره ماهنامه عكس به سردبيري مسعود اميرلوئي منتشر شد. در اين شماره مي خوانيدو مي بينيد: افغانستان و عكاسان مگنوم؛ هنر مفهومي ، هنر جديد ايران ؛ زبان عكس؛ چهره هاي افغان و جاودي عكاسي ؛ ديدن به شيوه سهراب مرزبان ؛ نيومن ، عكاس چهره؛ روايتي از گروه ورا ؛ رويكردهاي خلاق در دستكاري عكس ؛ بازگشتي با فراموشي.
|
|
|
|
|
احمدمسجدجامعي:
نويسندگان «ايران شناسي فرهنگي» را مورد توجه قراردهند
ايران شناسي فرهنگي بايد محور فعاليتهاي دست اندركاران حوزه ادبيات كودك و نوجوان در دهه ۸۰ قرارگيرد. به گزارش خبرنگار ما، احمدمسجدجامعي در مراسم اهداي جوايز برگزيدگان جشنواره كتاب كودك با بيان اين مطلب گفت: كودكان و نوجوانان ايراني از محيط زندگي خودشناخت كافي ندارند و اطلاعات آنها از محيط اطراف، شخصيت هاي علمي، فرهنگي و قهرمانان ايراني به مراتب كمتر از نمونه هاي خارجي است. وزيرارشاد در پايان با تأكيد براهميت كتاب كودك و نوجوان گفت: دستگاههاي دولتي و نهادهاي بزرگي مثل كانون پرورش فكري بايد به عنوان يك عامل حمايت كننده از آفرينش هاي فرهنگي، هنري و ادبي حمايت و خلأ بازار را با سياست هاي مناسب و كارساز جبران سازند.
|
|
|
|
|
داور دوسالانه نقاشي جهان اسلام و استاد دانشگاه اتريش:
غربي ها با آثار نقاشان ايراني بيشتر ارتباط برقرارمي كنند
|
|
|
«به دليل وجود تفاوت هاي سياسي و فرهنگي در كشورهاي مختلف، نبايد شيوه هاي نقاشي اسلامي را با سبك هاي غربي مقايسه كرد.» «حميد ملوا» نقاش سوري ساكن اتريش كه به عنوان داور در دومين دوسالانه نقاشي جهان اسلام حضور يافته است، در گفت وگو با خبرنگار «ايران» ضمن بيان اين مطلب، عنوان كرد: «نقاشان ايراني نسبت به ديگر كشورهاي مسلمان، ارتباط نزديكتري با نقاشان غربي دارند و به همين دليل آثار هنرمندان ايراني براي غربي ها قابل فهم تر است.» اين نقاش سوري تبار در مورد تأثيرات برپايي دوسالانه نقاشي جهان اسلام گفت: «مهمترين تأثير اين نمايشگاه، معرفي آثار نقاشي هنرمندان كشورهاي مسلمان به كل دنياست. در شرايط فعلي، معني هنراسلامي براي غربي ها در هنرسنتي و اشياي زينتي خلاصه شده است كه اين نمايشگاه مي تواند چنين ديدگاههايي را تغيير دهد.» وي در ادامه افزود: «آثار به نمايش گذاشته شده در اين نمايشگاه، نشان مي دهد هنرمندان كشورهاي اسلامي مي خواهند به سنت ها و ريشه هاي فرهنگي خود از زاويه جديدي نگاه كنند.» اين استاد دانشگاه اتريش، محدود شدن دوسالانه را به نقاشي، از نقاط ضعف آن دانست و خاطرنشان كرد: «در اين نمايشگاه اثري از مجسمه سازي، هنرچيدمان، ويديوآرت و ديگر هنرهاي مدرن وجود ندارد كه اين خلأ، به نمايشگاه ضربه مي زند. برخي از اين سبك هاي هنري مدرن در حال حاضر بسيار مرسوم است و هنرمندان مسلمان نيز بايد آثار خود در اين عرصه ها را به جهانيان معرفي كنند.» گفتني است حميد ملوا به همراه ساير داوران خارجي اين دوسالانه، ايران را به مقصد كشورهاي متبوع خود ترك كردند.
|
|
|
|
|
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
• فرهنگسراي ملل ـ نقاشي هاي مهري موحدي و آثار صنايع دستي مدرن، اول تا هفتم دي، تلفن: ۲۲۱۲۳۹۲
• نگارخانه لاله ـ نمايشگاه تصويرگري محمد فاسونكي، بهرام دبيري، كريم نصر، محمدعلي بني اسدي، باسم الرسام، وحيد نصيريان، و،... اول تا پنجم دي، تلفن: ۸۹۶۰۴۹۲
• نگارخانه هنرمندان ـ نقاشي هاي رضا درخشاني، اول تا دوازدهم دي، تلفن: ۸ ـ ۸۳۱۰۴۵۷
• نگارخانه والي ـ شيشه هاي حجمي و كاربردي معماري علي نوبري، تا سوم دي، تلفن: ۸۰۴۷۶۹۸
• نگارخانه هفت ثمر ـ عكسهاي شهريار توكلي، تا چهارم دي، تلفن: ۸۷۳۱۴۰۳
|
|
|
|
|
امروز با احمد سميعي گيلاني
|
|
|
گروه فرهنگي ـ ساير محمدي: احمد سميعي گيلاني متولد ۱۲۹۹ رشت و شاگرد اول دانشكده فني دوره دكتراي ادبيات دانشگاه را رها كرد و در محضر استاداني چون فروزانفر، ملك الشعراء بهار، پورداوود و... به آموزش پرداخت. سميعي گيلاني هم اكنون عضو هيأت علمي مجموعه «فرهنگ آثار» و دبير مجموعه شش جلدي «فرهنگ آثار ايراني ـ اسلامي» است.
\ آقاي سميعي، شما به همراه نجف دريابندري، حميد عنايت و اسماعيل سعادت در انتشارات فرانكلين به ويراستاري مشغول بوديد، حاصل اين دوران چه بود؟ * من در انتشارات فرانكلين به عنوان دبير مجموعه «سخن پارسي» و ويراستار فعاليت داشتم. از اين مجموعه يازده عنوان كتاب منتشر كردم كه جزو كتابهاي درسي دانشگاهي هنوز هم تدريس مي شود و شامل متون ادبي فارسي از نظم و نثر گذشتگان مي شد.
\ زماني كه در مؤسسه فرانكلين كار مي كرديد، مسؤوليتي هم در دانشگاه آزاد ايران به عهده گرفتيد؟ * بله. من در مؤسسه فرانكلين كار مي كردم كه دانشگاه آزاد ايران تأسيس شد. مؤسسه فرانكلين قراردادي با دانشگاه آزاد ايران براي توليد فني و ويرايش چاپ كتاب هاي درسي بست و سازماني تشكيل شد كه من عضو هيأت مديره آن و مسؤول بخش ويرايش شدم. در اين سازمان كتابهاي درسي دانشگاه آزاد ايران را پس از ويرايش چاپ و منتشر مي كرديم.
\ آقاي سميعي گويا در تدارك مجموعه شش جلدي «فرهنگ آثار ايراني ـ اسلامي» هم هستيد؟ * «فرهنگ آثار» كه تا امروز سه جلد آن از سوي انتشارات سروش منتشر شده، مربوط به آثار مكتوب جهان است. در اين مجموعه بخش آثار ايراني و اسلامي ضعيف است و چندان به آن توجه نشده بود و به همين دليل تصميم گرفته شد كه فرهنگ جداگانه اي از آثار ايراني و اسلامي همسنگ اين مجموعه تدوين بشود كه سرپرستي اين مجموعه را به عهده من گذاشتند.
\ تاكنون چند جلد آماده انتشار شد و براي تدوين اين مجموعه چه كساني با شما همكاري دارند؟ * حرف الف و ب از اين مجموعه را فعلاً تمام كرده ايم يعني جلد اول آماده انتشار است. يكي از اقدامات مفيد مؤسسه دايرة المعارف بزرگ اسلامي، تربيت جوانان مستعدي بود كه توان نوشتن مقالات دايرة المعارفي را پيدا كرده اند. ما هم براي تأليف «فرهنگ آثار ايراني ـ اسلامي» از همين جوانان كمك مي گيريم و براي مدخل هاي خيلي مهم در رشته هاي عرفان، لغت، ادبيات، تاريخ و... از اديبان و استادان متخصص اين رشته ها دعوت به همكاري مي كنيم.
\ الآن چه كتابهايي در دست انتشار داريد؟ * الآن بخش اعظمي از يك كتاب با عنوان «زيبايي شناسي» اثر بارتلمي را ترجمه كرده ام.كتاب ديگري هم كه آماده كرده ام و شامل مقالات معتبري است كه در مجلات فرهنگي چاپ كرده ام، اين مقالات را جمع آوري كرده ام و با انتشارات سروش براي چاپ آن قرارداد بستم.
|
|
|
|